close
تبلیغات در اینترنت
حكم خواندن نماز سنت و نفل در سفر

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 30
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
  • تعداد اعضا : 9
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 24
  • بازديد ديروز : 57
  • بازديد کننده امروز : 10
  • بازديد کننده ديروز : 19
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 221
  • بازديد ماه : 1,161
  • بازديد سال : 4,011
  • بازديد کلي : 35,222
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.166.207.223
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

حكم خواندن سنت و نفل در سفر پرسش: بعضي مي گويند نخواندن سنت در سفر سنت است، لذا نبايد در سفر سنت خوانده شود و از پيامبر صلي الله عليه و سلم ثابت نيست كه در سفر سنت بخواند. آيا اين قول صحيح است؟ اگر صحيح نيست با دليل ثابت كنيد. پاسخ: خيراين صحيح نيست، بلكه صحيح اينست كه خواندن سنت و نفل در سفر از پيغمبر صلي الله عليه و سلم و أصحاب رضي الله عنهم ثابت است. به دلايل زير توجه كنيد: دليل اول: «عَنْ ابْنِ عُمَرَ قَالَ صَلَّيْتُ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الْحَضَرِ وَالسَّفَرِ فَصَلَّيْتُ مَعَهُ فِي الْحَضَرِ الظُّهْرَ أَرْبَعًا وَبَعْدَهَا رَكْعَتَيْنِ وَصَلَّيْتُ مَعَهُ فِي السَّفَرِ الظُّهْرَ رَكْعَتَيْنِ وَبَعْدَهَا رَكْعَتَيْنِ وَالْعَصْرَ رَكْعَتَيْنِ وَلَمْ يُصَلِّ بَعْدَهَا شَيْئًا وَالْمَغْرِبَ فِي الْحَضَرِ وَالسَّفَرِ سَوَاءً ثَلَاثَ رَكَعَاتٍ لَا تَنْقُصُ فِي الْحَضَرِ وَلَا فِي السَّفَرِ هِيَ وِتْرُ النَّهَارِ وَبَعْدَهَا رَكْعَتَيْنِ قَالَ أَبُو عِيسَى هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ سَمِعْت مُحَمَّدًا يَقُولُ مَا رَوَى ابْنُ أَبِي لَيْلَى حَدِيثًا أَعْجَبَ إِلَيَّ مِنْ هَذَا وَلَا أَرْوِي عَنْهُ شَيْئًا» (سنن الترمذي - (2 / 410) بَاب مَا جَاءَ فِي التَّطَوُّعِ فِي السَّفَرِ) ترجمه: حضرت ابن عمر رضي الله عنه مي فرمايد: من در حضر و سفر همراه پيغمبر صلي الله عليه و سلم نماز خواندم، همراه با پيغمبر صلي الله عليه و سلم در حضر ظهر را چهار ركعت و بعد از آن دو ركعت خواندم، وهمراه با پيغمبر صلي الله عليه و سلم در سفر ظهر را دو ركعت و بعد از آن نيز دو ركعت خواندم، و عصر را نيز دو ركعت خواندم، و بعد از آن چيزي نخواند، و مغرب را در حضر و سفر برابر سه ركعت خواندم، كه در سفر و نه در حضر كم نمي كرد، و آن وتر روز است، و بعد از مغرب دو ركعت مي خواند. ابوعيسي (امام ترمذي) مي فرمايد: اين حديث حسن است، من از محمد (يعني امام بخاري) شنيدم فرمودند: ابن ابي ليلي هيچ حديثي را كه نزد من پسنديده تر باشد از اين حديث روايت نكرده ، و من از وي چيزي را روايت نمي كنم. توضيح: امام ترمذي رحمه الله مي فرمايد: از ابن عمر روايت شده كه پيغمبر صلي الله عليه و سلم در سفر قبل از نماز و بعد از نماز نفل نمي خواند، و از وي روايت شده كه پيغمبر صلي الله عليه و سلم در سفر نماز نفل مي خواند، سپس بعد از پيغمبر اهل علم اختلاف كردند، برخي از اصحاب پيغمبر صلي الله عليه و سلم معتقداند كه شخص در سفر نماز نفل بخواند و قول امام احمد و اسحاق همين است، و گروهي ديگر از اهل علم به اينكه در سفر نفل خوانده شود معتقد نيستند نه قبل از نماز و نه بعد از آن و مطلب كسي كه در سفر نفل نمي خواند قبول رخصت است و كسي كه نفل مي خواند داراي فضيلت بزرگي است و قول اكثر اهل علم همين است كه خواندن نماز نفل را در سفر اختيار مي كنند. (سنن الترمذي - (2 / 408) بَاب مَا جَاءَ فِي التَّطَوُّعِ فِي السَّفَرِ). ناگفته نماند كه در شريعت به آنچه غير از فرض است تطوع يعني نفل گفته مي شود، وهو لغة الزيادة، وشرعاً ما عدا الفرائض، دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين - (6 / 429) . دليل دوم: «عن أبي هريرة قال : أعرسنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم فلم نستيقظ حتى طلعت الشمس ، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « ليأخذ كل إنسان برأس راحلته ؛ فإن هذا منزل حضرنا فيه الشيطان » ، فغفلنا ، فدعا بالماء فتوضأ ثم صلى سجدتين ، ثم أقيمت الصلاة فصلى الغداة. (صحيح ابن خزيمة - (5 / 9) باب صلاة التطوع في السفر قبل صلاة المكتوبة) ترجمه: از ابوهريرة رضي الله عنه روايت است كه فرمودند: آخر شب با رسول الله صلي الله عليه و سلم فرود آمديم تا اينكه خورشيد طلوع كرد بيدار نشديم، رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: «بايد هر شخصي سر سواري اش را بگيرد، زيرا كه اين منزلي است كه در آن شيطان نزد ما حاضر شده است» لذا ما غافل شديم، آنحضرت صلي الله عليه و سلم آب خواست، وضو گرفت سپس دو ركعت نماز خواند، آنگاه نماز قائم گردانيده شد و نماز صبح را خواند. توضيح: در اين حديث نيز با صراحت بيان شده كه رسول الله صلي الله عليه و سلم در سفر قبل از نماز صبح دو ركعت خواند. و ابوبكر بن خزيمه خواندن نماز سنت را قبل از فرض استنباط نموده است و بر آن باب بسته است. دليل سوم: «عَنْ أُمِّ حَبِيبَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهَا قَالَتْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ مَا مِنْ عَبْدٍ مُسْلِمٍ يُصَلِّي لِلَّهِ كُلَّ يَوْمٍ ثِنْتَيْ عَشْرَةَ رَكْعَةً تَطَوُّعًا غَيْرَ فَرِيضَةٍ إِلَّا بَنَى اللَّهُ لَهُ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ أَوْ إِلَّا بُنِيَ لَهُ بَيْتٌ فِي الْجَنَّةِ» (صحيح مسلم - (4 / 67) بَاب فَضْلِ السُّنَنِ الرَّاتِبَةِ قَبْلَ الْفَرَائِضِ وَبَعْدَهُنَّ وَبَيَانِ عَدَدِهِنَّ) ترجمه: از ام حبيبه رضي الله عنها همسر پيغمبر صلي الله عليه و سلم روايت است كه فرمود: من از رسول الله صلي الله عليه و سلم شنيدم كه فرمودند: هيچ بنده مسلماني نيست كه هر روز براي خدا دوازده ركعت نفل غير از فرض بخواند، مگر اينكه الله تعالي براي او خانه اي در جنت بنا خواهد كرد، يا اينكه فرمود: مگر اينكه براي او خانه اي در جنت بنا كرده خواهد شد. توضيح: اين حديث عام است، سفر و غير سفر همه را شامل مي شود؛ زيرا پيغمبر صلي الله عليه و سلم فرمودند: «يُصَلِّي لِلَّهِ كُلَّ يَوْمٍ ثِنْتَيْ عَشْرَةَ رَكْعَةً تَطَوُّعًا غَيْرَ فَرِيضَةٍ » هر روز براي خدا دوازده ركعت نفل غير از فرض بخواند. دليل چهارم: «عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ لَا يَدَعُ أَرْبَعًا قَبْلَ الظُّهْرِ وَرَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الْغَدَاةِ» (صحيح البخاري - (4 / 367) بَاب الرَّكْعَتَيْنِ قَبْلَ الظُّهْرِ) ترجمه: از حضرت عايشه رضي الله عنه روايت است كه پيغمبر صلي الله عليه و سلم چهار ركعت قبل از ظهر و دو ركعت قبل از صبح را ترك نمي كرد. توضيح: چنانكه از دو حديث گذشته ثابت شد كه آنحضرت صلي الله عليه و سلم در سفر نيز آنها را خوانده است. دليل پنجم: «قال أبو بكر : خبر أم هانئ : « أن النبي صلى الله عليه وسلم صلى يوم فتح مكة الضحى ثمان ركعات » . قد خرجته قبل (صحيح ابن خزيمة - (5 / 7) باب التطوع بالنهار للمسافر خلاف مذهب من كره التطوع للمسافر بالنهار. ترجمه: ابوبكر رضي الله عنه مي فرمايد: خبر أم هاني است كه پيغمبر صلي الله عليه و سلم روز فتح مكه نماز چاشت را هشت ركعت خواند. توضيح: ابوبكر ابن خزيمه بر اين حديث اين گونه باب بسته است: باب در مورد نفل در روز براي مسافر بر خلاف مذهب كسي كه نماز نفل را براي مسافر در روز ناپسند مي داند؛ يعني، از اين حديث ثابت مي شود كه آنحضرت صلي الله عليه و سلم در روز در سفر هم نمازهاي نفلي را ترك نمي كرد. دليل ششم: «عن أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ إِذَا سَافَرَ فَأَرَادَ أَنْ يَتَطَوَّعَ اسْتَقْبَلَ بِنَاقَتِهِ الْقِبْلَةَ فَكَبَّرَ ثُمَّ صَلَّى حَيْثُ وَجَّهَهُ رِكَابُهُ (سنن أبي داود - (3 / 464) ترجمه: از أنس بن مالك روايت است كه فرمودند: هرگاه رسول الله صلي الله عليه و سلم سفر مي كرد و اراده مي كرد كه نماز نفل بخواند، شتر خويش را به سوي قبله مي گردانيد و تكبير مي گفت سپس به هر سمت كه سواري اش مي رفت نماز مي خواند. دليل هفتم: «عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُسَبِّحُ عَلَى الرَّاحِلَةِ أَيَّ وَجْهٍ تَوَجَّهَ وَيُوتِرُ عَلَيْهَا غَيْرَ أَنَّهُ لَا يُصَلِّي الْمَكْتُوبَةَ عَلَيْهَا (سنن أبي داود - (3 / 463) ترجمه: از سالم از پدرش روايت است كه رسول الله صلي الله عليه و سلم بر سواري به هر جهتي كه مي رفت نفل مي خواند و بر سواري وتر نيز مي خواند، غير از اينكه بر سواري فرض را نمي خواند. دليل هشتم: «عَنْ جَابِرٍ قَالَ بَعَثَنِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي حَاجَةٍ قَالَ فَجِئْتُ وَهُوَ يُصَلِّي عَلَى رَاحِلَتِهِ نَحْوَ الْمَشْرِقِ وَالسُّجُودُ أَخْفَضُ مِنْ الرُّكُوعِ» (سنن أبي داود - (3 / 466) ترجمه: از جابر رضي الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه و سلم مرا براي كاري فرستاد مي فرمايد: من آمدم در حاليكه آنحضرت صلي الله عليه و سلم بر سواريش به طرف مشرق نماز مي خواند و سجده از ركوع پائين تر بود. توضيح: زماني كه رسول الله صلي الله عليه و سلم در سفر سنن زوائد؛ يعني، نفل مي خواند، پس سنن رواتب؛ يعني، سنت هاي مؤكده را چگونه ترك مي كرد. دليل نهم: «عَنْ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ صَحِبْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ سَفَرًا فَمَا رَأَيْتُهُ تَرَكَ رَكْعَتَيْنِ إِذَا زَاغَتْ الشَّمْسُ قَبْلَ الظُّهْرِ» (سنن أبي داود - (3 / 460) بَاب التَّطَوُّعِ فِي السَّفَرِ) ترجمه: از براء بن عازب أنصاري روايت است كه در هيجده سفر با رسول الله صلي الله عليه و سلم همراه شدم پيامبر را نديدم كه دو ركعت را زمانيكه خورشيد مايل مي شد قبل از ظهر ترك كند. توضيح: احتمال دارد كه اين دو ركعت براي شكر وضو باشند، يا اينكه رسول الله صلي الله عليه و سلم در سفر قبل از ظهر به دو ركعت اكتفا مي نمود. « لَعَلَّهُمَا شُكْر الْوُضُوء أَوْ الِاقْتِصَار عَلَيْهِمَا فِي سُنَّة الظُّهْر» (عون المعبود - (3 / 170) امام ابوداود از اين حديث نفل خواندن در سفر را ثابت نموده است، زماني كه رسول الله صلي الله عليه و سلم سنت قبل از ظهر را در سفر ترك نكرده است چطور مي توان ادعا نمود كه خواندن سنت در سفر ثابت نيست پس معلوم شد كه اين ادعا بدون دليل است. وما علينا إلا البلاغ المبين . مولوي عبدالصمد غياثي . دار الإفتاء مدرسه ديني دار القرآن سراوان. برگرفته از سايت مولانا عبدالصمد غياثي

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

درباره ما

a.sepahi sepahi2001@yahoo.com

نویسندگان

ارتباط با مدیر

ارتباط با مدير

نظرسنجی

به نظر شما كدام يك از قسمت هاي سايت بايد تقويت شود؟