close
تبلیغات در اینترنت
بايزيد بسطامي ،از عارفان بالله

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 30
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 9
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 143
  • بازديد ديروز : 26
  • بازديد کننده امروز : 11
  • بازديد کننده ديروز : 17
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 213
  • بازديد ماه : 853
  • بازديد سال : 5,622
  • بازديد کلي : 36,833
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.227.21.188
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

نام و نسب بایزید بسطامی

ابويزيد طيفور پسر عيسي پسر سروشان بسطامي ملقب به سلطان العارفين در نيمه اول قرن دوم هجري يعني در سال آخر دوره حکومت امويان در شهر بسطام از ايالت کومش (قومس) در محله موبدان (زرتشتيان) در خانداني زاهد و متقي و مسلمان چشم به جهان گشود. تولد او به سال 131 هجري ثبت شده و جد او سروشان والي ولايت قومش بوده است.

اساتید بایزید بسطامی در تصوف

چنين ميماند که بايزيد در تصوف استاد نداشته و خرقه ارادت از دست هيچيک از مشايخ تصوف نپوشيده است. گروهي او را امي دانسته و نقل کرده اند که بسياري از حقايق بر او کشف ميشد و خود نميدانست. گروهي ديگر نقل کرده اند که يکصد و سيزده يا سيصد و سه استاد ديده است. قدر مسلم اينکه استاد او در تصوف معلوم نيست و خود چنين گفته است که مردمان علم از مردگان گرفتند و ما از زنده اي علم گرفتيم که هزگز نميرد. و باز پرسيدند که پير تو در تصوف که بود؟ گفت: پيره زني. بهر حال جهت زندگاني اين عارف بزرگ ايراني مبهم بوده و اطلاع ما نیز در اينباره بسيار محدود و ناقص میباشد. ولي با اين همه آنچه از تعليم و عرفان او باقي مانده است بهيچ وجه ناقص و مبهم نيست و به روشني معلوم ميشود که وي مردي بزرگ بوده است. به نقل آورده اند: چون کار او بلند شد سخن او در حوصله اهل ظاهر نميگنجيد. حاصل، هفت بارش از بسطام بيرون کردند. وقتيکه وي را از شهر بيرون ميکردند پرسيد جرم من چيست؟ پاسخ دادند: تو کافري. گفت: خوشا به حال مردم شهري که کافرش من باشم. در ميان عارفان ايراني بايزيد از نخستين کساني است که به نويسندگي و به قولي به شاعري پرداخته است. امام محمد غزالي در قرن پنجم هجري از آثار قلمي او استفاده کرده ولي در حال حاضر چيزي از آثار قلمي وي در دست نمیباشد.



بایزید بسطامی و امام جعفر صادق

بايزيد در اوايل عمر خود به اقصي نقاط ايران، عراق، عربستان و شام سفر کرد و در هر جايي با ديده تيزبين خود چيزي آموخت. برخي نوشته اند که وي شاگرد امام جعفر صادق بوده است. به روايتی دو سال براي امام سقائي کرد تا آنکه امام جعفر صادق وي را رخصت داد که به خانه خويش باز گردد و خلق را به خداي دعوت کند. اين روايت را غالب مآخذ صوفيه ذکر کرده اند. از جمله اينکه وي مدت هفت سال از محضر امام جعفر صادق کسب دانش نموده است. گويند بعد از هفت سال روزي حضرت به بايزيد فرمودند کتابي را از طاقچه اطاق بياور. بايزيد گفت طاقچه کجاست؟ حضرت فرمود در اين مدت شما در اين خانه طاقچه اي نديده اي؟ جواب داد من براي ديدن خانه و طاقچه نيامده ام بلکه جهت ديدن طاق ابروي آن قبله اولياء آمده ام. حضرت فرمود: بايزيد کار تحصيل تو تمام است بايد به ولايت خود رفته و خلق را راهنمايي نموده و آنان را براه حق دعوت نمايي.



وفات بایزید بسطامی

سهلکي وفات وي را در سال 234 هجري به سن هفتاد و سه ثبت کرده، سلمي و قشيري و خواند مــيــر نــيــز سـال 234 و سال 261 ذکر کرده اند؛ خواجه عبدالله انصاري يا کاتبان بعضي نسخه هاي طبقات، سال 261 هجري را درست تر پنداشته اند.

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

درباره ما

a.sepahi sepahi2001@yahoo.com

نویسندگان

ارتباط با مدیر

ارتباط با مدير

نظرسنجی

به نظر شما كدام يك از قسمت هاي سايت بايد تقويت شود؟