close
تبلیغات در اینترنت
زندگی سلطان صلاح الدین ایوبی رحمة الله

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 30
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 9
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 63
  • بازديد ديروز : 113
  • بازديد کننده امروز : 14
  • بازديد کننده ديروز : 7
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 272
  • بازديد ماه : 521
  • بازديد سال : 6,404
  • بازديد کلي : 37,615
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.82.10.219
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

 

سلطان صلاح الدین یوسف بن أیوب بن شادی بن مروان (۵۱۷ ۵۷۲ خورشیدی) یکی از سرداران مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی ایرانی تبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م. در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند که پایتخت حکومت آنها “دمشق” و “قاهره” بود. صلاح الدین در سال ۵۳۲ هجری قمری برابر با ۱۱۳۷میلادی در قلعه تکریت دیده به جهان گشود.
صلاح الدین دوران کودکی و تحصیلات خود را در شهر دمشق به آرامی ادامه  و تا زمانی که وارد ارتش نشده بود همواره مباحث بی‏ درد سر و جذاب علمی و دینی را بر میدان‏های  تاخت و تاز و رزمی ترجیح می‏داد.
پدر صلاح الدین در آن زمان والی تکریت بود و از آنجایی که پدر و عموی صلاح الدین جزو کارگزاران حکومت نورالدین محمود زنگی بود، “اسدالدین شیرکوه، عموی صلاح الدین ایوبی، در سه حمله سپاه نورالدین به مصر مشارکت و در مواردی او را با خود به این نبردها برده بود. وی سرانجام  با تشویق‏های عمویش (شیرکوه) وارد ارتشی شد که فرماندهی  آن را نیز بر عهده داشت.
صلاح الدین به همراه ارتش شیرکوه عازم فتح مصر که در اختیار حکومت فاطمیان بود گردید و پس از کشمکش‏های بسیار بالاخره در سن ۳۵ سالگی ( سال ۱۱۷۳میلادی ) بر تخت سلطنت جلوس و بدین ترتیب سلسه ایوبیان را پایه گذاری کرد.
دوران حکومت سلطان صلاح الدین برای مصریان، ایامی طلایی و پرخیر و برکت  بود، زیرا غیر از امنیت و آسایش، شکوفایی اقتصادی و رفاه را نیز به همراه آورده بود، به طوری که علیرغم تحریم داد و ستد با حکومت صلاح الدین توسط پاپ، بازرگانان از کشورها و شهرهای مهم اروپایی مانند “پیزا” و “جنوافرآورده های مختلف از جمله محصولات نظامی و رزمی را برای فروش به آن شهر می آوردند.
از کارهای بسیار با ارزش صلاح الدین به کار گماردن  افراد لایق و با تدبیر در پست‏های مهم مملکتی بود از جمله منصوب نمودن وزیری به نام “الفاضل” (اهل عسقلان) که همواره نقشی ارزنده در امور ایوبیان به عهده داشت.
در زمان صلاح الدین به دلیل علاقه شخصی وی به علوم دینی،  فقهی و عرفانی، مراکز علمی و فرهنگی از جمله دانشگاه “الازهر” رونق بسیاری یافتند و فنون و صنایع آزادانه گسترش یافتند.

محاسن اخلاقی سلطان صلاح الدین ایوبی
سلطان صلاح الدین علاوه بر عبادات و اعمال صالحه، به صفات حسنه حاکمان، از قبیل، عدل، عفو، حلم، جود، سخاوت، مروت، شرافت، صبر و استقامت، شجاعت، فتوت، شهامت و علوّ همت آراسته بود. قاضی ابن شداد در این مورد می‏نویسد: «هفته ای دو بار روزهای دوشنبه و پنج شنبه ملاقات عمومی سلطان بود، در این دو روز، همه مردم اعم از فقهاء، قضات، علما، شاکیان کوچک و بزرگ، امیر و غریب، پیر و جوان، عام و خاص اجازه ملاقات و صحبت داشتند. شبانه روز یک بار پرونده‏ها را بررسی می کرد و پس از تحقیق و بررسی کامل، آنها را امضا می نمود. هرگز هیچ سائل و نیازمندی را دست خالی برنمی گرداند و با توجه به همه این مشاغل، همیشه به ذکر و تلاوت مشغول بود. اگر شخصی برای دادخواهی و شکایت پیش ایشان می آمد، شخصاً بلند می شد و سخنانش  را گوش می داد و دادرسی می کرد. یک مرتبه شخصی از خود سلطان به سلطان شکایت کرد، سلطان در این مورد تحقیق کرد و معلوم شد ادعای مدعی حقیقتی ندارد، اما باز هم سلطان شاکی را ناراضی برنگرداند، بلکه به خلعت و جایزه او را نواخت».
سلطان صلاح الدین بی نهایت بردبار بود. ابن خلکان، مورخ مشهور، نوشته است: «از اشتباهات و تقصیرات خدمتکاران و دوستان، مسامحه و گذشت می کرد، گاهی صحبت هایی می شنید که باعث رنجش و آزارش می شد، اما طوری وانمود می کرد که انگار اصلاً هیچ موضوعی پیش نیامده است، در طرز رفتارش هیچ تغییری به وجود نمی آمد.
سلطان صلاح الدین مردی شریف النفس، نرم دل، دلسوز و خیرخواه مردم بود، ظلم را به طور کلی نسبت به هیچ کس تحمل نمی کرد، و تاب دیدن پریشانی مستمندان و مستضعفین را نداشت. قاضی ابن شداد نوشته است: «سلطان اگر یتیمی را می دید با وی صحبتهای محبت آمیز و مشفقانه می نمود و او را دلجویی می کرد و چیزی به وی می بخشید و اگر سرپرستی نداشت کفالت او را بر عهده خویش می گرفت؛ اگر با شخصی ضعیف مواجه می شد او را مورد احسان قرار می داد
نویسنده و محقق غربی  “استیون رانسیمان” در کتاب ارزشمند تاریخ جنگهای صلیبی درباره او چنین اظهار نظر کرده است: « سلطان از نظر ظاهر مردی بود لاغر اندام، چهره‏ای محزون و آرام داشت که هر آن، با لبخندی نور و صفا می‏گرفت. رفتارش همواره به هنجار بود. سادگی را می‏پسندید و از خودنمایی و درشتی متنفر بود. دل‏بسته صحرا بود، با این‏همه از مطالعه و خواندن غافل نمی ‏نشست… »
همین نویسنده در خصوص رقیب و دشمن صلیبی  سلطان، یعنی “ریچارد شیردل” (پادشاه انگلیسی) اینگونه
قضاوت کرده است: « او فردی ناخلف , همسری بی‏وفا و پادشاهی بی‏کفایت بود, اما در میدان جنگ سربازی بود بسیار شجاع و نام‏آور… »
صلاح‏الدین که به القاب  “ابوالمظفر” و “سیف‏الدین” نیز مشهور بود، مردی متقی و روزگار خود را، در عین سلحشوری بسیار، به یاد  خدا سپری می‏کرد  و به شنیدن قرآن و احادیث پیامبر علاقه زیادی داشت. او شعائر مذهبی را بسیار محترم می‏شمرد و فردی بود منضبط.
وی فرمانروایی رئوف و مهربان و یاور مظلومان و انسانی سخاوتمند بود. در معاشرت رفتار نیکویی داشت و نکات ریز و درشت  اخلاقی را به خوبی رعایت می‏کرد. در مجلس وی از کسی غیبت نمی‏شد. محبوبیت زیادی در میان مردم داشت و همه او را دوست داشتند. زبانش هرگز به سخنان ناروا آلوده نشد و گوشش جز قرآن و سخن نیکو چیزی نمی‏شنید. شجاع و دلیر و  بلندهمت و صاحب عزمی فولادین بود.
از دیگر ویژگی‏های سلطان صلاح‏الدین رفتار منصفانه با شکست خورده‏ها بود و همواره به عقاید پیروان دیگر مذاهب احترام می‏گذاشت.
شاید در طول تاریخ بشری به سختی بتوان سردار و سلطانی نیرومند و پیروز مانند صلاح‏الدین ایوبی را با  خصائل انسانی و عالمانه یافت، چرا که در طول تاریخ  دو خصیصه  پیروزی و گذشت  کمتر قرین هم بوده‏اند.
وی به یکی از سرداران خود  که او را به عنوان والی روانه “حلب” می‏کرد چنین اندرز داد: «من تو  را به خدای بزرگ که منبع همه نعمتها است می‏سپارم. همیشه از اراده خداوند پیروی کن، چون همان راه صلح و آرامش است. مراقب باش که هیچ وقت خون ناحق ریخته نشود، زیرا خون به ناحق ریخته شده  هرگز باز نمی‏ایستد. بکوش تا همیشه دل زیردستان خود را به دست آوری. خردمندانه از منافع جامعه اسلامی دفاع کن. زنهار که هیچ‏گاه احساسات بد نسبت به هیچکس نداشته باش».

وفات سلطان صلاح الدین
سلطان صلاح الدین ایوبی در روز چهارشنبه ۴ مارس۱۱۹۳م. در سن ۵۷ سالگی در شهر “دمشق” پس از ادای نماز صبح جان به جان‏آفرین تسلیم کرد.
سلطان صلاح الدین از دنیا رفت و اموال زیادی از خود برجای نگذاشت. هنگام مرگ طلا و نقره‏ای در خزانه خود باقی نگذاشت و تنها ۴۷ درهم ناصری و یک دینار طلا داشت. خانه، املاک و مزرعه‏ای نداشت. در سال آخر عمرش تصمیم گرفته بود عازم سفر حج شود اما به علت تنگدستی و ضیق وقت موفق نشد. صلاح الدین در اوج قدرت و پیروزی زندگی را بدرود گفت.
قهرمان سلحشور و سلطان سرزمین پهناور ایوبی که سه پایتخت داشت (قاهره، دمشق و حلب) در حالی از دنیا رفت که  در منتهای فقر و ناداری قرار داشت. با اینکه “سلطان السلاطین” نامیده می‏شد، اطرافیانش برای هزینه مراسم  خاکسپاری وی  ناچار شدند مبلغی را قرض کنند.
صلاح الدین از خود ۱۷ فرزند پسر و یک فرزند دختر برجای گذاشت.
مورخان در عزای از دست دادن صلاح‏الدین گفته اند: به راستی پس از مرگ خلفای راشدین، دنیای اسلام چنین ضربتی نخورده بود.

تاریخ جهادها و مبارزات افتخارآفرین سلطان صلاح الدین ایوبی

اولین تهاجم مسیحیان به قلمرو صلاح الدین
پادشاه اورشلیم (بودئن چهارم) و دیگر فرماندهان صلیبی همواره چشم طمع از مصر و حوزه های فرماندهی صلاح الدین برنمی داشتند. لذا  با شنیدن آوازه حکومت صلاح الدین به فکر پیش دستی در امور نظامی برآمدند و در تاریخ ۲۷ ماه ژوئیه سال ۱۱۷۴ به سوی “بندر اسکندریه” حرکت کردند، ولی با درایت و شجاعتی که صلاح الدین از خود نشان داد، مجبور به عقب نشینی شدند.
صلاح‏الدین در پائیز سال ۱۱۷۶ میلادی پس از تصرف سوریه، برادرش “تورانشاهرا به حکومت آنجا گماشته و خود به مصر بازگشت. در همین ایام بود که سلطلان صلاح‏الدین تصمیم به ضرب سکه برای حکومت  خود گرفت، که این نکته حاکی از  اوج قدرت او بود. ضرب سکه به نام سلطان صلاح الدین زمانی بود که از دره نیل تا دره فرات و از حدود سرزمین “نوبی” تا کوههای ارمنستان صغیر، به ویژه اورشلیم، تحت حکومت و فرمانروایی حاکم مقتدر، مؤمن و باصلابتی همچون سلطان صلاح‏الدین بود. اما قدرت روز افزون و وسعت ممالک و سرزمینها، هیچگاه مانع از ژرف‏اندیشی و رفتار انسانی سلطان صلاح‏الدین نشد، گذشت و تسامحی که صفحات زرین تاریخ لشکرکشی های سلطان صلاح الدین ایوبی، مخصوصا در فتح بیت المقدس، را مزین نموده است گواه بسیار صادقی است بر این ادعا. سلطان صلاح الدین با وجود همه این قدرت و شوکت، هیچگاه مرگ را فراموش نکرده و همواره به فکر آمادگی برای قیامت و ملاقات با رب العالمین بود.

شکست ارتش صلیبیون در حطین از سلطان صلاح الدین ایوبی
در سوم ژوییه سال ۱۱۸۷ میلادی سلطان صلاح الدین ایوبی، لشکر صلیبیون فلسطین را در دامنه تپه‏های حطین در نزدیکی دریاچه طبریه به سختی شکست داد.
در این جنگ فرماندهان بزرگ صلیبی از جمله “گی دولوزینپان”، پادشاه بیت المقدس، “کنت ریمون”، حاکم طرابلس، “ژراردو ریدوفوردپ”، استاد اعظم فرقه مخوف تامپل، و لشکر صلیبیون فلسطین به سختی از سلطان صلاح الدین ایوبی شکست خوردند.
سلطان صلاح الدین علیرغم فجایعی که صلیبیون در دوران حکمرانی خود در فلسطین مرتکب شده بودند، نسبت به اسیران رأفت اسلامی به خرج داده و آنها را مجازات نکرد.
سلطان صلاح الدین پس از این پیروزی در۲۰ سپتامبر سال ۱۱۸۷ میلادی شهر بیت المقدس را محاصره کرد. شهر مدت کوتاهی پس از محاصره تسلیم شد.
به این ترتیب، در روز ۳ ژوییه سال ۱۱۸۷ میلادی سلطان صلاح الدین ایوبی لشکر صلیبیون فلسطین را در دامنه تپه‏های حطین در نزدیکی دریاچه طبریه درهم شکست و به تسلط نزدیک به یک قرن آنها در سرزمین فلسطین پایان داد.

تصرف اورشلیم به دست سلطان صلاح ‏الدین
در روز ۲۰ سپتامبر سال ۱۱۸۷ میلادی برابر با ۱۶ رجب سال ۵۸۳ هجری قمری، سلطان صلاح الدین در جلو دروازه‏های شهر اورشلیم ظاهر و به فرماندهان شهر پیشنهاد صلح داده و خواستار تسلیم آنان شد.
صلیبی‏ها در سال۱۰۹۹ میلادی مقارن با ۴۹۲ هجری قمری، هنگامی که شهر قدس را به تصاحب خود درآورده بودند، دهها هزار مسلمان و بعضا یهودیان و مسیحیان بومی را قتل عام کردند. “گود فری”، امیر سپاه صلیبی، در این خصوص برای پاپ، این طور نوشته است: « اگر می‏خواهید بدانید با دشمنانی که در بیت‏المقدس به دست ما افتادند چه معامله‏ای شد همین قدر بدانید که کسان (سربازان) ما در رواق سلیمان و در معبد مقدس در دریایی از خون مسلمانان می‏تاختند و خون تا زانوی اسبان ما می رسید
اکنون که پیروزی نصیب سلطان صلاح‏الدین شده بود وی تصمیم نداشت  دست به عملی  مشابه بزند، ولی  بالیان دوم (Balian II )، که حکومت شهر اورشلیم  را بر عهده داشت، پیغام صلح فرستاده شده او را  نپذیرفته بود. اما از یک سو صلابت سلطان صلاح الدین، رعب و وحشت را  بر جان حاکمان اورشلیم افکنده بود، و از سویی دیگر آوازه مهربانی او به گوششان رسیده بود،  لذا در آخر از درِ  سازش درآمدند  و شهر را در روز دوم اکتبر سال ۱۱۸۷ میلادی تسلیم  نیروهای سلطان صلاح‏الدین  نمودند.
سلطان صلاح‏ الدین نه مانند حاکمان قاهر و غالب و خون‏ریز وارد شهر اورشلیم شد و نه جایی را ویران و غارت کرد بلکه از رفتار پیامبران تبعیت نموده و گذشت و مهربانی را پیشه خود ساخت. وی  با ساکنان شهر با ملایمت برخورد کرده  و در ماندن و یا رفتن از آنجا مخیّرشان گذاشت. آنهایی که تصمیم به ماندن گرفتند  به احدی اجازه تعدی  به آنها نداد و آنهایی که قصد مهاجرت داشتند توشه و امکانات دریافت کردند و رفتند.
هنگامی که تنی چند از متعصبین مسلمان به سلطان صلاح‏الدین توصیه کردند که ضریح مقدس عیسی- علیه السلام- را ویران  و خاک آن را با گاوآهن شخم  بزند تا دیگر کافران (مسیحیان) دلیلی برای آمدن به آنجا به عزم زیارت نداشته باشند، صلاح‏ الدین پاسخ داد: «شایسته نیست چنین رفتار اهانت ‏آمیزی با مکانی مقدس بشود.» این در حالی بود که مسیحیان یونان “قبة الصخره” را که برای مسلمانان مکانی مقدس به شمار می رفت، مورد بی‏حرمتی قرار داده بودند، اما با وجود این کسی نتوانست سلطان پیروزمند را وادار به عمل مشابه نسبت به  کلیساهای مسیحی کند. او همواره در طول حیاتش حرمت مکان‏های مقدس دیگر ادیان را نگاه داشت.
با فتح اورشلیم به دست نیروهای مسلمان، (بنا به گفته یهودا الحریزی مورخ یهودی) یهودیان که قبلا مجاز به زیارت اماکن مقدس خود نبودند، اجازه یافتند به آنجا آمده و به زیارتگاه‏های خود دست تبرک بسایند.
سلطان صلاح‏ الدین به صراحت  اعلام کرده بود  که پیروان مذاهب ابراهیمی را که از هر کجای جهان به اورشلیم بیایند به طیب خاطر خواهد پذیرفت.
با پخش خبر فتح اورشلیم به دست سلطان صلاح‏الدین در سال ۱۱۹۰ م. (۵۸۶ هـ. ق.)  پاپ و پیروان اروپایی او تصمیم به بسیج کردن مسیحیان و حرکتی مجدد  به سوی سرزمین مقدس گرفتند.
این بار بسیج کردن جنگجویان مسیحی بسیار جدی‏ بود، به طوری که “ریچارد اول”، پادشاه انگلیس، معروف به “ریچارد شیردل”  و “فلیپ اگوست”، پادشاه فرانسه، راساً وارد معرکه شده بودند  و یک سال بعد در محاصره شهر “عکا” به اتفاق هم شرکت کردند.
یک سال و نیم از زد و خورد میان نیروهای صلیبی و  مسلمانان می‏گذشت ولی هر بار شکست و پیروزی طرفین  چنان نبود که قضیه را فیصله کند و بدین ترتیب جنگ حالت فرسایشی به خود گرفته بود. اما در نهایت، دو پادشاه  اروپایی و سپاهیانشان که در طول جنگهای پیاپی رنجها و صدمات زیادی را متحمل شده بودند، ناچار به  صلح با سلطان صلاح الدین شدند. آنان فرماندهی و رشادت سلطان صلاح‏الدین را بسیار دست‏کم گرفته بودند و بدین ترتیب بود که سلطان به تنهایی در برابر قشون اروپا و اعزام پیاپی نیروهای تازه نفس مسیحی از غرب به شرق آنچنان از خود پایداری نشان داد که همواره در تاریخ به دیده تحسین دوست و دشمن نگریسته شده است.
قرارداد صلح یاد شده میان نیروهای متخاصم  به مدت پنج سال به قوت خود پایدار بود که این قرارداد به اعتقاد دانشمندان و مورخین جنگهای صلیبی، برای مسیحیان اروپا آثار  مثبتی نیز به ارمغان  آورده و آنها را  با تمدن و علوم و فنون جوامع مسلمان در شرق آشنا نمود.

آغاز محاصره بیت المقدس و فتح آن توسط سلطان صلاح الدین ایوبی    
سلطان صلاح الدین ایوبی، پس از اینکه ارتش صلیبی را در جنگ حطین درهم کوبید، در روز ۲۰ سپتامبر سال ۱۱۸۷ میلادی، محاصره شهر بیت المقدس را آغاز کرد.
سلطان صلاح الدین در جنگ حطین صلیبیون را چنان شکست سختی داد که دیگر آنها قادر به اعزام نیروهای کمکی برای دفاع از شهر بیت المقدس نبودند. به همین علت شهر بیت المقدس چند روز پس از آغاز محاصره، با تسلیم شدن حاکم و ساکنان آن، توسط سلطان صلاح الدین فتح می شود.
سلطان صلاح الدین پیروزمندانه وارد بیت المقدس می شود و مطابق خُلق و خو و رأفت اسلامی که در وجودش نهادینه شده بود، به سپاهیانش دستور می دهد که از کشتار مسیحیان خودداری کنند. این در حالی بود که هنگام تصرف بیت المقدس توسط سپاهیان صلیبی در سال ۱۰۹۹ میلادی آنها مسلمانان را قتل عام کرده و  آنان را به فجیع ترین شیوه ها به قتل رسانده بودند. سلطان صلاح الدین ثروتمندان شهر را در قبال دریافت فدیه آزاد می کند. او سپس فرقه های تامپلیه” و “هوسپبتالیه” که از راهبان سرباز تشکیل شده بودند را مجبور می کند تا فدیه ۷۰۰۰ نفر از فقرای شهر را بپردازند.
خبر سقوط بیت المقدس تاثیر یک بمب را در اروپای مسیحی داشت. علیرغم به راه انداختن جنگهای صلیبی دیگر، صلیبیون دیگر هرگز موفق به باز پس گیری بیت المقدس نشدند.
با این حال ، سلطان صلاح الدین بنا به رأفت اسلامی به مسیحیان اجازه داد برای زیارت آرامگاه مسیح آزادانه به بیت المقدس سفر کنند.
و به این ترتیب سلطان صلاح الدین موفق شد شهر بیت المقدس، قبله اول مسلمین جهان، که نزدیک به یک قرن قبل از این تاریخ، توسط صلیبیون در جریان نخستین جنگهای صلیبی اشغال شده بود را آزاد کرده و به دامان اسلام بازگرداند.
اما متاسفانه پس از سلطان صلاح الدین حاکمان مسلمان نتوانستند این مکان مقدس را از یورش دشمنان اسلام و یهودیان، در امان نگه دارند و یهودیان با مکر و حیله و در واقع با پشتیبانی سردمداران مسیحی، که حقد و کینه سلطان صلاح الدین در وجود آنان نهفته بود و همواره به فکر انتقام از او بودند، دوباره به بیت المقدس و قدس شریف هجوم آورده و آن را تحت اشغال خود درآوردند و انواع هتک حرمتها و بی احترامی‏ها به این اماکن مقدسه، و انواع ظلمها و جنایتها را در حق ساکنان بیت المقدس و فلسطین روا داشته و می دارند.
امروز در بین امت اسلامی جای خالی حاکمان مؤمن، مقتدر و تهجدگزاری همچوون سلطان صلاح الدین ایوبی- رحمه الله- به خوبی احساس می شود. به امید اینکه خداوند متعال امثال صلاح الدین ایوبی را در میان امت مسلمه مبعوث نماید تا یکبار دیگر عزت و سربلندی امت اسلامی را به آنان بازگرداند.
___________________________________
منابع و ماخذ:
۱٫دائرةالمعارف بریتانیکا
۲٫تاریخ جنگهای صلیبی، تألیف: نوشته استیون رانسیمان
۳٫تاریخ قرون وسطی، تألیف: آلبرماله
۴٫مقدمه ابن خلدون
۵٫صلاح الدین ایوبی، تألیف: آلبر شاندور
۶٫جنگهای صلیبی، تألیف: آنتونی وست
۷٫تاریخ ایوبیان، تألیف: جمال‌الدین محمد بن سالم بن واصل
۸٫تاریخ دعوت و اصلاح، تألیف: علامه سید ابوالحسن علی ندوی (رح).

 

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

درباره ما

a.sepahi sepahi2001@yahoo.com

نویسندگان

ارتباط با مدیر

ارتباط با مدير

نظرسنجی

به نظر شما كدام يك از قسمت هاي سايت بايد تقويت شود؟