close
تبلیغات در اینترنت
معارف التوحید (قسمت سوم)

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 30
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 9
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 48
  • بازديد ديروز : 113
  • بازديد کننده امروز : 14
  • بازديد کننده ديروز : 7
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 257
  • بازديد ماه : 506
  • بازديد سال : 6,389
  • بازديد کلي : 37,600
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.82.10.219
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

مختصر معارف التوحید قسمت سوم

انواع توحید در تصرف

توحید در تصرف بر دو نوع است : (1)- توحید در تدبیر أمور عظام ، یعنی انجام كارهای مهم و بزرگ؛ مانند، تصرف شب و روز ، نازل كردن باران و غیره . این قبیل أمور را فقط الله تعالی انجام می دهد . (2)- توحید در تدبیر أمور حقیره ، یعنی أمور كوچك و عادی جهان را نیز خداوند انجام می دهد .

بیان قرآن برای امور عظام

بیان اول

مشركین مكه بطور مذهبی معتقد بودند كه بر شب و روز آفتاب و مهتاب فقط حكم خداوند جاری است ، و او در این صفت واحد و لا شریك است ، و هیچ موجودی با او ذاتا و عطاء بالفعل و بالقوة شریك نیست .

دلیل اول: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَكُونَ» [العنكبوت : 61] . ترجمه: هر گاه از آنان (كه كسانی و یا بتهائی را شریك خدا می دانند ) بپرسی چه كسی آسمانها و زمین را آفریده است ، و خورشید و ماه را ( برای منافع شما انسانها روان و) مسخّر كرده است ؟ قطعاً خواهند گفت : خدا ، پس چگونه (از عبادت خدا) برگردانیده می‌شوند؟! علامه آلوسی رحمه الله می نویسد: «أی إذا كان الأمر كذلك فكیف یصرفون عن الإقرار بتفرده عزّ وجلّ فی الألوهیة مع إقرارهم بتفرده سبحانه فیما ذكر من الخلق والتسخیر» . (تفسیر الألوسی)ترجمه: یعنی وقتی معامله این طوری است، اینها با وجود اعتراف توحید خالقیت و تسخیر خورشید و ماه، از اقرار توحید ألوهیت الله تعالی چگونه بر می‌گردند.

دلیل دوم: «قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْكُمُ اللَّیْلَ سَرْمَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیكُمْ بِضِیَاءٍ أَفَلَا تَسْمَعُونَ (71) قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیكُمْ بِلَیْلٍ تَسْكُنُونَ فِیهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ»  [القصص : 71 ، 72] . ترجمه: بگو ببینید اگر بگرداند بر شما شب را همیشه به درازا تا روز قیامت، كیست حاكم غیر از خدا كه بیاورد برای شما روشنی، آیا نمی‌شنوید. بگو ببینید اگر بگرداند بر شما روز را همیشه طولانی تا روز قیامت، كیست حاكم بجز از خدا كه بیاورد برای شما شب را كه استراحت می‌كنید در آن، آیا نمی‌بینید. علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: «فإذا أقررتم بأنه لا یقدر على إیتاء اللّیل والنّهار غیره فلمَ تشركون به» . (الجامع لأحكام القرآن للقرطبی) ترجمه: پس وقتی شما به این امر إعتراف دارید كه غیر از الله تعالی هیچ هستی دیگری، بر آوردن شب و روز قادر نیست، پس چرا با الله تعالی دیگران را در عبادت شریك قرار می‌دهید؟

بیان دوم

مشركین مكه دارای این عقیده مذهبی بودند كه فقط خداوند متعال می تواند از آسمان باران نازل كند و انواع گیاهان و درختان را می رویاند و او در این صفت واحد و لا شریك است ، و هیچ موجودی دیگر به طور ذاتی و عطائی با او شریك نیست .

دلیل اول: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» [العنكبوت : 63] . ترجمه: اگر از آنان (كه مشكوكند)  بپرسی چه كسی از آسمان آب بارانده است و زمین را به وسیله آن بعد از مردنش زنده گردانده است ؟ قطعاً خواهند گفت : خدا ! علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: « أی فإذا أقررتم بذلك فلِمَ تشركون به وتنكرون الإعادة . (الجامع لأحكام القرآن للقرطبی )ترجمه: وقتی شما اعتراف دارید بر اینكه الله تعالی در تصرف باران و نباتات یگانه است، پس چرا در عبادت با وی شریك مقرر می‌كنید، و زندگی دو باره را انكار می كنید .

دلیل دوم: «أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ (63) أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» [الواقعة : 63 ، 64] . ترجمه: آیا دیدید آنچه می‌كارید- آیا شما آن را می رویانید ، یا ما می رویانیم؟ علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: «فإذا أقررتم بأن إخراج السُّنْبل من الحبّ لیس إلیكم ، فكیف تنكرون إخراج الأموات من الأرض وإعادتهم؟! (الجامع لأحكام القرآن للقرطبی ). ترجمه:  پس وقتی شما اقرار می‌كنید كه در اختیار هیچ مخلوقی نیست كه خوشه را از دانه بیرون بیاورد ، پس چگونه خارج گردانیدن مردگان را از زمین واعاده آنها را انكار می كنید .    

دلیل سوم: «أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ (68) أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ» [الواقعة : 68 ، 69] . ترجمه: آیا پس دیدید آن آب را كه می‌آشامید- آیا شما آب را از ابر پائین آورده‌اید ، یا ما آن را فرود می آوریم؟ علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: « أی فإذا عرفتم بأنی أنزلته فَلِمَ لا تشكرونی بإخلاص العبادة لی؟(الجامع لأحكام القرآن للقرطبی )ترجمه: پس وقتی شما این را می‌دانید كه آب را من به سوی شما نازل كرده‌ام، پس چرا با عبادت خالص از من تشكر و قدردانی نمی‌كنید.

دلیل چهارم: «أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ» [الواقعة : 71] . ترجمه: آیا دیدید آن آتش را كه روشن می‌كنید . علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: «أی فإذا عرفتم قدرتی فاشكرونی ولا تنكروا قدرتی على البعث . (الجامع لأحكام القرآن للقرطبی )ترجمه: پس وقتی این قدرت من را می‌دانید، از من تشكر كنید و قدرت مرا بر زندگی بار دوم انكار نكنید.

بیان سوم

مشركین مكه دارای این عقیده مذهبی بودندكه مراحل توالد و تناسل تمام مخلوقات خشكی و دریائی در اختیار و تصرف خداوند است . و او بر دلها ، چشمها و گوشهای آنان تصرف می كند . همه اینها از جمله امور عظامی هستند كه فقط خداوند در آنها متصرف است و هیچ موجود دیگری نمی تواند به طور ذاتی و عطائی ، بالفعل و بالقوة تصرف كند .

دلیل اول: «قُلْ مَنْ یَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ» [یونس : 31] . ترجمه: بگو كیست كه رزق می‌دهد شما را از آسمان و زمین یا كیست مالك گوش و چشمها و كیست كه بیرون می‌آورد زنده را از مرده و مرده را از زنده و كیست كه به انتظام می‌كند كارها را پس می‌گویند كه خداست بگو، پس چرا از خدا نمی ترسید (واز عبادت غیر الله پرهیز نمی كنید) .

علامه مظهری رحمه الله می نویسد : «خبر مبتدأ محذوف أى هو اللّه یعنى لا یقدرون على اسناد هذه الأمور إلى ما یدعونه ألهة لظهور بطلانه (التفسیر المظهرى) ترجمه: مراد الهی از این آیه این است كه مشركین این أمور را بطرف معبودان باطله‌ی خود نسبت نمی‌دادند زیرا كه بطلان این كاملاً واضح است.

علامه عثمانی رحمة الله علیه می‌نویسد:«مشركین معترف بودند كه كلیه امور عظام را به غیر از خداوند كسی دیگر نمی‌تواند انجام دهد». (فوائد تفسیریه از عثمانی)

بیان چهارم

مشركین مكه دارای این عقیده بودند كه مالك تمام مخلوقات روی زمین خواه در خشكی باشند خواه در دریا فقط الله تعالی است و هیچ هستی دیگر ی ذاتا و عطاءً بالفعل باشد یا بالقوة مالك نیست . 

دلیل اول: «قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِیهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (84) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»  [المؤمنون : 84 ، 85] . ترجمه: بگو برای كیست زمین و آنچه در آنست اگر شما می‌دانید. اكنون خواهند گفت: برای خداست، بگو آیا پس شما نمی‌اندیشید.

ابن كثیررحمه الله می نویسد:« أی: فیعترفون لك بأن ذلك لله وحده لا شریك له» (تفسیر ابن كثیر). ترجمه: پس اعتراف می‌كنند در حضور شما بر اینكه این فقط در شأن خداوندی است كه در این صفت یگانه است و هیچ شریكی ندارد.

بیان پنجم

مشركین دارای این عقیده بودند كه فقط الله تعالی مالك تمامی عالم عُلْوَی یعنی ، عرش ، كرسی ، هفت آسمان ، ستاره ها ، ملائكه ، بهشت و دوزخ است ، وهیچ هستی دیگری به طور ذاتی و عطائی مالك و متصرف نیست .

دلیل اول: «قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (86) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ» [المؤمنون : 86 ، 87] . ترجمه: بگو كیست مالك آسمانهای هفتگانه و مالك  تخت بزرگ. الآن جواب خواهند داد كه الله است، بگو آیا پس شما (از عذاب خدا) نمی‌ترسید.

علامه ابن كثیر رحمه الله می نویسد: «أی: من هو خالق العالم العُلْوی بما فیه من الكواكب النیّرات، والملائكة الخاضعین له فی سائر الأقطار منها والجهات، ومن هو رب العرش العظیم، (تفسیر ابن كثیر). ترجمه: یعنی خالق عالم بالا با ستارگان درخشان و فرشتگانی كه در تمام اكناف و اطراف آسمانها برای الله تعالی تضرع و عاجزی می‌كنند ومالك عرش بزرگ ،كیست؟

 

بیان ششم

مشركین مكه دارای این عقیده بودند كه متصرف ، مختار و مدبر كل در تمام اشیاء بدون استثناء فقط ذات باری تعالی است و هیچ هستی دیگری در این صفت حتی ذره ای شریك نیست ، نه ذاتا و نه عطاءً ، اگر چه معبودان ما اختیارات جزئی دارند ولی اختیارات كلی در دست اوست ، وبه دیگران ذاتا و عطاءً تفویض نكرده است .

دلیل اول: «قُلْ مَنْ بِیَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (88) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ»  [المؤمنون : 88 ، 89] . ترجمه: بگو در دست كیست پادشاهی هر چیز و او پناه می دهد و كسی از او پناه داده نمی شود اگر شما می‌دانید. الآن خواهند گفت كه برای خداست، بگو پس چگونه شما جادو می شوید.

دلیل دوم: «قُلْ مَنْ یَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ» [یونس : 31] . ترجمه: بگو كیست كه رزق می‌دهد شما را از آسمان و زمین یا كیست مالك گوش و چشمها و كیست كه بیرون می‌آورد زنده را از مرده و مرده را از زنده و كیست كه به انتظام می‌كند كارها را پس می‌گویند كه خداست بگو، پس چرا از خدا نمی‌ترسید .

علامه آلوسی رحمه الله می نویسد: « أی ومن یلی تدبیر أم العالم جمیعاً» (تفسیر الألوسی). ترجمه: و در اختیار چه كسی است تصرف در تمام كارهای عالم؟

بیان هفتم

مشركین مكه هنگامی كه در طوفانهای دریایی گرفتار امواج سهمگین می شدند ، دارای این اعتقاد مذهبی بودند كه فقط ذات باریتعالی می تواند آنها را یاری داده و از غرق شدن نجات دهد و معبودان باطله آنها به هیچ صورت نمی توانند در أمور آنها تصرف و اختیاری داشته باشند .

دلیل اول: «هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِی الْفُلْكِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِینَ (22) فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ» [یونس : 22 ، 23] . ترجمه: او كسی است كه روان می‌كند شما را در بیابان و دریا تا این كه قرار می‌گیرید در كشتی و حركت می‌دهند آنها را بادهای موافق و شادمان می‌شوند با آن، ناگهان آید بادی (طوفانی) سخت و بیاید به سراغ ایشان موج از هر سو و گمان می‌برند كه از هر جهت گرفتار شده‌‌اند، می‌خوانند خدا را از روی خلوص نیت در بندگی او، كه اگر برهانی ما را از این، خواهیم شد از شكر گزاران پس وقتی كه نجات داد آنها را فوراً دست زدند به شرارت در زمین به ناحق. 

علامه آلوسی رحمه الله می فرماید: « فالآیة دالة على أن المشركین لا یدعون غیره تعالى فی تلك الحال» (تفسیر الألوسی) . ترجمه: به هر حال آیه دلالت بر این دارد كه مشركین در این حالت غیر از الله تعالی دیگران را صدا نمی‌كردند.

علامه ابن جریر رحمه الله می نویسد: «عن أبی عبیدة فی قوله: (مخلصین له الدین) ، "هیاً شرا هیاً" تفسیره: یا حَیُّ یا قَیُّومُ» . (تفسیر الطبری) . ترجمه: از ابی عبیده رضی الله عنه مروی است كه آنها در تفسیر «مخلصین له الدین» هیا شراهیا می‌گفتند كه معنی آن یا حی یا قیوم است.

دلیل دوم: « وَإِذَا غَشِیَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ»  [لقمان : 32]. ترجمه: ( منكران خدا ) هنگامی كه ( سوار كشتی می شوند و ) موجهائی همچون كوه آنان را فرا می گیرد ، خالصانه خدا را به فریاد می خوانند و عبادت را خاصّ او می دانند . ولی هنگامی كه آنان را نجات داده و سالم به خشكی رساندیم ، برخی از ایشان میانه روی را در پیش می گیرند ( و بر ایمان خود وفادار و پایدار می مانند ، و تعداد زیادی دوباره خدا را فراموش كرده و راه كفر در پیش می گیرند ) . آیه های ما را هیچ كسی جز خیانت پیشگان ناسپاس ، انكار نمی كند .

دلیل سوم: « وَأَمَّا عِكْرِمَةُ فَرَكِبَ الْبَحْرَ فَأَصَابَتْهُمْ عَاصِفٌ فَقَالَ أَصْحَابُ السَّفِینَةِ أَخْلِصُوا فَإِنَّ آلِهَتَكُمْ لَا تُغْنِی عَنْكُمْ شَیْئًا هَاهُنَا فَقَالَ عِكْرِمَةُ وَاللَّهِ لَئِنْ لَمْ یُنَجِّنِی مِنْ الْبَحْرِ إِلَّا الْإِخْلَاصُ لَا یُنَجِّینِی فِی الْبَرِّ غَیْرُهُ اللَّهُمَّ إِنَّ لَكَ عَلَیَّ عَهْدًا إِنْ أَنْتَ عَافَیْتَنِی مِمَّا أَنَا فِیهِ أَنْ آتِیَ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَتَّى أَضَعَ یَدِی فِی یَدِهِ فَلَأَجِدَنَّهُ عَفُوًّا كَرِیمًا فَجَاءَ فَأَسْلَمَ» (سنن النسائی،باب الْحُكْمُ فِی الْمُرْتَدِّ) . ترجمه: عكرمه سوار كشتی شد در دریا با طوفان روبرو شدند صاحبان كشتی گفتند: در اینجا فقط خدا را صدا بكنید زیرا معبودان شما در دریا هیچ كمكی نمی‌توانند بكنند. عكرمه گفت: قسم بخدا اگر معبودان ما در دریا نتوانند ما را یاری كنند در خشكی هم نمی‌توانند این كار را بكنند خدایا من با تو عهد می‌كنم اگر مرا از اینجا نجات دادی می‌روم پیش محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ و به او ایمان می‌آورم. پس بعد از نجات آمد و ایمان آورد.

علامه آلوسی رحمه الله می نویسد: «وفی روایة ابن سعد عن أبی ملیكة «أن عكرمة لما ركب السفینة وأخذتهم الریح فجعلوا یدعون الله تعالى ویوحدونه قال : ما هذا؟ فقالوا : هذا مكان لا ینفع فیه إلا الله تعالى قال : فهذا له محمد صلى الله علیه وسلم الذی یدعونا إلیه فارجعوا بنا فرجع . وأسلم» (تفسیر الألوسی) .ترجمه: ابن سعد از ابی ملیكه نقل می‌كند زمانیكه عكرمه بركشتی سوار شد و طوفانی آنها را در برگرفت پس شروع كردند به صدا كردن الله تعالی ( و فقط به تنهای او را صدا می‌كردند) پس عكرمه فرمود این چیست؟ مردم گفتند: این وقتی است كه غیر از الله تعالی هستی دیگر نمی‌تواند نفع برساند حضرت عكرمه رضی‌الله عنه فرمود: كه این (توحید) همان چیزی است كه حضرت محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بطرف آن دعوت می‌دادند، پس ما را برگردانید و برگشته مسلمان شد.

دلیل چهارم: «وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا»  [الإسراء : 67]. ترجمه: هنگامی كه ناراحتیها در دریاها به شما می رسد ( و گرفتار طوفانها و امواج سهمگین می شوید) جز خدا همه كسانی كه ایشان را به فریاد می خوانید از نظرتان ناپدید می گردند. امّا زمانی كه خدا شما را ( از غرق شدن ) نجات داد و به خشكی رسانید ، ( از یكتاپرستی ) روی می گردانید، و اصولاً انسان بسیار ناسپاس است .


برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

درباره ما

a.sepahi sepahi2001@yahoo.com

نویسندگان

ارتباط با مدیر

ارتباط با مدير

نظرسنجی

به نظر شما كدام يك از قسمت هاي سايت بايد تقويت شود؟