close
تبلیغات در اینترنت
قرآن کریم

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 30
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 4
  • تعداد اعضا : 9
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 88
  • بازديد ديروز : 55
  • بازديد کننده امروز : 8
  • بازديد کننده ديروز : 12
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 143
  • بازديد ماه : 573
  • بازديد سال : 1,437
  • بازديد کلي : 34,555
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.215.69
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

به اطلاع علاقمندان قرآنی میرساند،

مدرسه دارالقرآن سراوان در نظر دارد سومین دوره آموزش تجوید و قرائت قرآن کریم با تدریس استاد قاری عبدالعزیز دهقان (رییس انجمن قرآن شهرستان سراوان) ویژه فرهنگیان، طلاب، کارمندان و دیگر علاقه مندان قرآنی ، از ۱۵ شعبان لغایت ۲۷ رمضان در مسجد قدس(شهرستان سراوان، خیابان قدس) برگزار نمایند، علاقمندان میتوانند برای ثبت نام به دفتر مدرسه دارالقرآن سراوان(سراوان، خیابان طالقانی۱۹) مراجعه نمایند.

قابل ذکر است پایان مهلت ثبت نام ۲۴ خرداد میباشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر با دفتر مدرسه دارالقرآن سراوان(۰۵۴۸۵۲۴۱۵۰۰) تماس حاصل نمایید.

«دفتر مدرسه دارالقرآن سراوان»

کتاب کشف الاسرار و عده الابرار اثر رشیدالدین ابوالفضل میبدی، تفسیری جامع از قرآن کریم است که در قرن ششم هجری تألیف گردیده و چون از منابع اصلی آن کتاب الهروی شیخ خواجه عبدالله انصاری بوده ، به نام تفسیر خواجه عبدالله انصاری نیز شهرت دارد. این کتاب در اصل در ده جلد به رشته تحریر درآمده است که شامل ترجمه تحت اللفظی و تفسیر قرآن به همراه اشعار و ابیات و احادیث مختلف می باشد و به اولین تفسیر عرفانی قرآن مجید نیز مشهور است .


دانلود با لینک مستقیم

 

 

 

 

اعجاز در کوهها

کوهـهـا مانند ابـرهـا در حرکت مى باشند

{وترى الجبال تحسبها جامدة وهى تمر مر السحاب} سورة النمل [۸۸]

 هنگامى که به کوهها نگاه مى کنى، فکر مى کنى که آنها بر جاى خود ایستاده اند. اما آنها مانند ابرها حرکت مى کنند. چنین است ساخته خدا، که همه چیز را تکمیل کرد. او کاملا ً از تمام اعمالتان آگاه است. چرا که کوهها بخشى از کره زمین بوده وکره زمین به دور خود وبه دور خورشید میگردد ، با طور منظم .“مُرور”: در اصل بمعنی: آمدن و گذشتن و رفتن است، و در معنی ضمنی خود بمعنی: سپری شدن یا نمودن است. و در آیه منظور از آمدن و رفتن و درگذشتن یا سپری  شدن: متولد شدن و زندگی نمودن و مردن است.نکته آیه: کوهها مانند ابرها سپری می شوند:

 

بیشتر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

گزارشی مختصر ازمحفل قرآنی با حضور قاریان شهرستان سراوان واستان

گزارشی مختصر ازمحفل قرآنی با حضور قاریان شهرستان سراوان واستانrvHk

به گزارش مدرسه دارالقرآن سراوان محفل انس با قرآن کریم مورخه ۹۲/۱۲/۸ در مسجد جامع نور سراوان برگزار گردید.دراین محفل قرآنی قاریان برجسته از سطح شهرستان سراوان واستان  کلام وحی الهی را قرائت نمودند . قابل ذکر است  استقبال با شکوهی از عموم مردم،مسئولین،علماء روحانیون سنی وشیعه از این مجلس بعمل آمد امیدواریم راه قرآن همیشه پر از راهرو و کلام وحی همیشه در زندگی ما جای داشته باشد.

 

 

مختصر معارف التوحید قسمت سوم

انواع توحید در تصرف

توحید در تصرف بر دو نوع است : (1)- توحید در تدبیر أمور عظام ، یعنی انجام كارهای مهم و بزرگ؛ مانند، تصرف شب و روز ، نازل كردن باران و غیره . این قبیل أمور را فقط الله تعالی انجام می دهد . (2)- توحید در تدبیر أمور حقیره ، یعنی أمور كوچك و عادی جهان را نیز خداوند انجام می دهد .

 


به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب

 

 

مرتبه دوم توحید و مشركین مكه و یهود و نصاری

مشركین مكه ، یهود و نصاری ، درجه دوم توحید یعنی توحید در خالقیت را می پذیرفتند و فقط خداوند را خالق تمام اشیاء و موجودات می دانستند ، و كلیه غیر الله را موجود بعد از عدم ، می دانستند .

 

بيشتر در ادامه مطلب ... 


ادامه مطلب

 

 

بخش اول: توحید

الحمد لله رب العلمین والصلاة و السلام علی امام الأنبیاء و سید الخلائق محمد عبدالله و رسوله الذی ارسله الله الی كافة الناس بشیرا و نذیرا اما بعد : باید دانست كه تمام أنبیاء و أولیاء و مؤمنین از زمان حضرت آدم تا این زمان یعنی ظهور رسول اكرم خاتم المرسلین حضرت محمد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّم بر این أمر اتفاق دارند كه سعادت أبدی و نجات أخروی از إعتقاد به توحید خدای عزَّ و جلَّ به دست می آید ، و در تمام عالم وسیله ای برای نجات جز توحید نیست . و برعكس شقاوت أبدی و ناكامی أخروی از كفر و شرك حاصل می شود . بدترین چیز نزد الله سبحانه و تعالی شرك است ، و بدترین وسیله هلاكت و رسوایی در جهان آخرت نیز شرك است .

 

 

بيشتر در ادامه مطلب... 


ادامه مطلب

برداشتی از سوره یوسف
در سوره ی یوسف واقعه ی مفصل یک پیغمبر جلیل القدر یعنی حضرت یعقوب که پدر و پدر بزرگ وی و پسرش نیز پیغمبر بوده است ذکر می گردد ، که از هر مرحله ی این واقعه این حقیقت واضح می گردد که وی نه عالم الغیب بوده و نه متصرف و مختار ، لهذا سزاوار پرستش و صدا کردن هم نیست . او سالیان درازی از جدائی فرزندش غمگین و آزرده خاطر بود ، لیکن از حال او با خبر نبود و جدائیش به وصال تبدیل نشد . (جواهر القرآن)
پرسش: چرا داستان حضرت یوسف فقط در سوره یوسف و به ترتیب بیان شده و در تمام قرآن بار دوم از آن یادی نشده است؟
پاسخ: یکی از حکمتهای بیان داستان حضرت یوسف به ترتیب می تواند این باشد که تاریخ نگاری نیز فن مستقلی است و در این، برای اهل فن هدایات ویژه ای وجود دارد، که در بیان آن نباید آنقدر اختصار بکار رود که اصل مطلب فهمیده نشود و نه آنقدر با طول و تفصیل بیان گردد که خواندن و یاد گرفتنش مشکل و ملال آور باشد چنانکه از بیان این داستان قرآنی کاملا واضح می باشد.
دیگر اینکه: در بعضی روایات آمده است که یهود جهت امتحان به آنحضرت صلی الله علیه و سلم گفتند که اگر تو پیامبری راستین هستی به ما بگو که آل یعقوب علیه السلام چرا از کشور شام به مصر رفتند، و داستان حضرت یوسف از چه قرار است؟
در پاسخ به آن بوسیله ی وحی این داستان کامل نازل گردید که بزرگترین معجزه و گواهی برای نبوت آنحضرت صلی الله علیه و سلم قرار گرفت زیرا آنحضرت صلی الله علیه و سلم أمّی محض بود که در تمام عمر در مکه اقامت داشت نه از کسی تعلیم گرفت و نه کتابی خواند باز هم تمام وقایع را که در تورات مذکور بود درست و صحیح نشان داد بلکه اضافه بر آن چیزهائی بیان فرمود که در تورات از آنها یادی هم نبود، و در ضمن بعضی احکام و هدایات نیز وجود دارد. (معارف القرآن)
پرسش: چرا خداوند این قصه را أحسن القصص نام گذاشت؟
پاسخ: این داستان از اینجهت أحسن القصص نام گذاشته شد که در آن دو مسأله بسیار مهم واضح می گردد ۱- غیر از الله هیچکس عالم الغیب نیست ۲- غیر از الله هیچ کس متصرف و مختار نیست و تمام مخلوقات در مقابل قضا و قدر الله عاجز و ناتوانند، یا اینکه این داستان از عبرت ها و نصیحت ها و حکمت ها لبریز است. (جواهر القرآن)
پرسش: علت اینکه برادران یوسف، او را در چاه انداختند چه بود؟
پاسخ: علتش این بود که حضرت یعقوب، یوسف و برادر تنی اش بنیامین را از بقیه بیشتر دوست داشت؛ لذا، برادران یوسف بر وی حسد بردند و خواستند با از بین بردن وی توجه پدرشان را برای خود خالص بگردانند.
پرسش: مراد از برهان در آیه « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ» چیست؟
پاسخ: حضرت جعفر صادق رضی الله عنه می فرماید: مراد از برهان نبوت است، که خداوند آن را در قلب یوسف نهاد و بدینوسیله او را از گناه بازداشت. قاضی ثناء الله رحمه الله می فرماید: از همه اقوال این قول به نظر من درست تر است. (تفسیر مظهری)
پرسش: این واقعه ی حضرت یعقوب و حضرت یوسف علیهما السلام بر چند احوال مشتمل است؟
پاسخ: شیخ القرآن مولانا غلام الله خان در تفسیر جواهر القرآن می نویسد: این واقعه بر پانزده احوال مشتمل است که به شرح زیر می باشند:
مرحله اول: از «إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ» تا « آیَاتٌ لِلسَّائِلِینَ (۷)» حضرت یوسف خواب خود را برای حضرت یعقوب تعریف کرد و او راهنمائی کرد که خواب خود را برای برادران خویش تعریف نکن.
مرحله دوم: از « إِذْ قَالُوا لَیُوسُفُ وَأَخُوهُ (۸)» تا « وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ (۱۸)» برادران یوسف او را از پیش پدر با یک بهانه بردند و در چاه انداختند و پیراهن خون آلود وی را پیش پدر آوردند و گفتند: یوسف را گرگ خورد. همه ی این کارها را انجام دادند؛ اما، حضرت یعقوب از حقیقت حال آگاهی نداشت.
مرحله سوم: از « وَجَاءَتْ سَیَّارَةٌ (۱۹)» تا « وَکَانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ (۲۰)» یک کاروان از مدین به مصر می رفت گذرشان بر این چاه افتاد یوسف علیه السلام را از چاه بیرون آورده به مصر بردند و آنجا فروختند؛ اما، یعقوب علیه السلام که پیغمبر خدا بود از این نقل و انتقال فرزندش خبر نداشت.
مرحله چهارم: از « وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ (۲۱)» تا « وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (۲۱)» عزیز مصر یوسف علیه السلام را خرید و به خانه بر و به همسرش گفت که به خوبی با او رفتار کند.
مرحله پنجم: از « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ» تا « إِنَّکِ کُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ (۲۹)» همسر عزیز مصر بر یوسف علیه السلام فریفته می شود و می خواهد او را به گناه مبتلا سازد؛ لیکن، خداوند با توفیق خود او را نجات می دهد در همین حال عزیز مصر می رسد و بعد از دریافت حقیقت همسر خود را مقصر و حضرت یوسف را بی گناه می داند.
مرحله ششم: از «وَقَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ» (۳۰) تا «لَیَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِینٍ (۳۵)» این واقعه در شهر مشهور شد که همسر عزیز مصر از غلامش کار بد می طلبد، همسر عزیز وقتی این را شنید جهت به دام انداختن یوسف، یک دعوتی ترتیب داد و زنان شهر را دعوت کرد وقتی از اینجا هم ناکام شد جهت نجات از بدنامی یوسف را بدون جرم به زندان انداختند.
مرحله هفتم: از«وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیَانِ» تا «فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ (۴۲)» دو نفر از درباریان پادشاه همزمان با یوسف علیه السلام در زندان داخل شدند، آنان خواب دیدند و یوسف علیه السلام خواب آنها را تعبیر کرد، البته قبل از تعبیر خواب مسأله توحید را برای آنها بیان نمود.
مرحله هشتم: از «وَقَالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ» تا «وَفِیهِ یَعْصِرُونَ (۴۹)» پادشاه مصر یک خواب دید و از درباریان خواست که آن را تعبیر کنند، آنها از تعبیر این خواب عاجز ماندند و گفتند: این از خواب های متفرقه و از پریشان حالی است. از میان آنان همان زندانی که آزاد شد و دوباره به دربار راه یافت، به یاد یوسف افتاد، به پادشاه گفت: به من اجازه بده که در زندان بروم تا تعبیر خواب شما را بیاورم، او اجازه یافت در زندان پیش یوسف علیه السلام رفت خواب را تعریف کرد، یوسف علیه السلام آن را تعبیر نمود، تعبیر را برای پادشاه بیان کرد.
مرحله نهم: از «وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ» (۵۰) تا «وَکَانُوا یَتَّقُونَ (۵۷)» پادشاه مصر بعد از شنیدن تعبیر به علم و فضل ، فهم و فراست یوسف علیه السلام اعتراف نموده فورا حکم آزادی او را از زندان صادر کرد؛ اما، یوسف علیه السلام حاضر نشد قبل از اینکه برائت و پاکدامنی او بر همگان واضح گردد از زندان بیرون بیاید، همه زنان حتی زن عزیز مصر نیز اعتراف نمود که یوسف پاک و بی گناه است ، بعد از آن حضرت یوسف از زندان بیرون آمد و پادشاه او را مشاور خاص خود و وزیر دارائی گردانید.
حضرت یوسف علیه السلام از زندان بیرون آمد و به مقام وزارت رسید؛ اما، حضرت یعقوب علیه السلام از غم فراق و جدائی یوسف لحظه شماری می کند، قبلا هم نمی دانست که فرزندش در زندان است، اکنون هم نمی داند که وی به مقام بلندی رسیده است.
مرحله دهم: از «وَجَاءَ إِخْوَةُ یُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَیْهِ» (۵۸) تا «وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ» (۶۷) زمانی که خشک سالی مملکت را فرا گرفت فرزندان یعقوب علیه السلام نیز جهت گرفتن گندم به مصر روی آوردند، یوسف علیه السلام آنها را شناخت؛ اما، آنها وی را نشناختند، یوسف علیه السلام برادرانش را تأکید کرد که مرتبه دیگر حتماً برادر کوچکتر خود را بیاورند و به کارگران دستور داد که سرمایه شان را در خرجین های شان بگذارند، وقتی که برادران به خانه برگشتند از پدر شان درخواست کردند که بنیامین برادر کوچکتر شان را همراه آنان بفرستد در غیر اینصورت سهمیه اش کم می شود، یعقوب علیه السلام نخست قبول نکرد و آنها را یاد آوری نمود که در مورد یوسف علیه السلام هم گفتید که ما حتما او را حفاظت می کنیم؛ لذا، نمی توانم به شما اعتماد کنم، ولی بعدا از آنها عهد محکم گرفت که غیر از بلای آسمانی که بیاید حتما بنیامین را باخود برگردانید.
مرحله یازدهم: از «وَلَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَیْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ» (۶۸) تا «إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ» (۷۹) این بار بنیامین نیز همراه است و یازده برادر مطابق با رهنمود پدر، از دروازه های مختلف شهر وارد شدند و نزد یوسف علیه السلام رسیدند، یوسف علیه السلام جهت نگهداشتن برادر تنی خود بنیامین برنامه ریزی کرد و پیمانه خویش را در وسایل بنیامین پنهان نمود، برادران به سوی وطن بازگشتند که ناگهان به اتهام سرقت توقیف شدند و بعد از بازرسی پیمانه را از وسایل بنیامین خارج نمودند؛ لهذا، او را بازداشت نمودند. برادران هرچه فریاد و زاری کردند که او را آزاد کند؛ اما، بی فایده بود.
مرحله دوازدهم: از «فَلَمَّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیًّا» (۸۰) تا «إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ» (۸۷) در آخر همه برادران نا امید شدند یک گوشه جهت مشوره نشستند برادر بزرگ تر گفت: چون من با پدرم با خدا بستم که او را با خود می آورم لهذا شما بروید و ماجرا را برای پدر تعریف کنید من از اینجا تکان نمی خورم تا زمانی که پدر به من اجازه ی بازگشت بدهد یا خداوند راهی پیدا کند و بنیامین آزاد گردد. نُه برادر دیگر به وطن برگشتند و تمام ماجرا را برای یعقوب علیه السلام تعریف نمودند، وی این را نیز سازش برادران قرار داد، در حالیکه برادران در این ماجرا تقصیر نداشتند. از اینجا معلوم می گردد که حضرت یعقوب علیه السلام علم غیب نداشت ، و مرتبه سوم نیز فرزندانش را به مصر فرستاد و فرمود: در مورد یوسف و برادرش تلاش و جستجو کنید و از رحمت خداوند نا امید نباشید.
مرحله سیزدهم: از «فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ (۸۸) تا «وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ» (۹۳) اکنون بار سوم است که برادران نزد یوسف حاضر می گردند و با الحاح عرض می کنند که این سرمایه ی کم ما را بپذیر و در عوض آن گندم ما را کامل بده و بر ما صدقه کن، یوسف علیه السلام وقتی که این سخنان پر درد را از برادرانش شنید نتوانست بیش از این خود را پنهان نگهدارد، بنابر این خود را معرفی کرد، تمام برادران به تقصیر خویش اعتراف نمودند و عذر خواهی کردند حضرت یوسف نیز بنابر شفقت و مهربانی پیغمبرانه عفو عمومی را اعلان فرمود و برادران را به وطن فرستاد تا با تمام اهل و عیال به مصر بیایند.
مرحله چهاردهم: از «وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِیرُ» (۹۴) تا «إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» (۹۸) زمانی که کاروان فرزندان یعقوب همراه با پیراهن یوسف از مصر خارج شدند خداوند به ذریعه ی وحی به یعقوب علیه السلام خبر داد و او به نوه هایش که آنجا بودند گفت: اگر شما مرا به نقصان عقل نسبت ندهید من می گویم که امروز بوی یوسف به مشام من میرسد وقتی که کاروان به کنعان رسید برادر بزرگتر پیراهن یوسف را بر چهره ی پدر بزرگوارش انداخت که در نتیجه بینائی اش که بر اثر کثرت گریه ضعیف شده بود به حالت قبلی بازگشت.
مرحله پانزدهم: از «فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَى یُوسُفَ (۹۹) تا «وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» (۱۰۱) حضرت یعقوب علیه السلام با همه اهل و عیالش به مصر رسید، حضرت یوسف علیه السلام با احترام و اکرام کامل از آنان استقبال نمود و آنها را به منزل خود برد، پدر و مادر و تمام برادران در مقابل یوسف تعظیم بجا آوردند و خواب یوسف علیه السلام راست درآمد. (جواهر القرآن)

نکته تفسیری
نمل/15-19
یکی از شگفتیهای قرآن، نامگذاری سوره هاست؛ در کنار سلیمان که در قرآن مظهر اقتدار، خوشبختی، نیکویی، ملوکیت و... است، سوره به نام مورچه میشود!
آری! سلیمان طبق گزارش قرآن، خوشبخترین انسان در دنیا بوده است؛ پیامبر و پیامبرزاده، حاکم ومالک، قدرت فوق العاده، تسخیر باد و شیطان و جن، منطق طیر و حشره، و...
سلیمان در عین حال نماد شکرگزاریست.
رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی...
هذا من فضل ربی لیبلونی ااشکر ام اکفر...
ولی جالب است هیچ سوره ای به نام سلیمان نیست.
همانطور که به نام موسی و عیسی نیست.
به راستی چرا!؟!

عبدالظاهرسلطانی

 



{أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ} [الرعد : ۲۸] آگاه باشید که دلها با یاد خدا آرام میگیرد بزرگی یاد خدا: خدای ما سبحانه وتعالی هفت سوره را در قرآن کریم با تسبیح شروع می کند،وبسیارند آیاتی که در قرآن با تسبیح خدا نازل شده تا شاید ما از به پاکی یاد کنندگان خداوند باشیم. از جمله می فرماید: {تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیماً غَفُوراً}[الإسراء : ۴۴]

آسمانهای هفتگانه وزمین وکسانی که در آنها هستند همگی،تسبیح خدا میگویند و بلکه هیچ موجودی نیست مگر اینکه حمد وثنای وی میگویند،ولی تسبیح آنها را نمیفهمید بیگمان خداوند بس شکیبا وبخشنده است .

(وَلَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ ) ولی تسبیح آنها را نمیفهمید : چراکه زبانشان را نمیدانید واز ساختار آسرار آمیز عالم هستی ونظام پیچیده جهان آفرینش چندان مطلع نیستید. پس هماهنگ با سراسر جهان هستی به یکتا پرستی بپردازید واز راستای جملگی کنار نروید ودور نشوید . در های توبه و برگشت به سوی خداوند جهان به روی همگان باز است. ومی فرماید: {فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَى}[طه : ۱۳۰]

پس تو(ای پیغمبر صلی الله علیه وسلم) در برابر چیزهائی که میگویند صبر کن،وقبل از طلوع آفتاب وپیش از غروب آن،ودر آثناء شب ودر بخشهائی از روز،به پرستش وستایش پروردگارت مشغول شو،تا راضی وخوشنود شوی.

بزرگترین کلمات: « قَالَ کَلِمَتَانِ خَفِیفَتَانِ عَلَى اللِّسَانِ ثَقِیلَتَانِ فِی الْمِیزَانِ حَبِیبَتَانِ إِلَى الرَّحْمَنِ سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِیمِ سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ» وپیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه وسلم فرمود: دو کلمه است که سبک می باشد بر زبان وسنگین است در میزان ( اعمال)؛ محبوب است به نزد خداوند،رحمن سبحان الله وبحمده سبحا الله العظیم.

محبوب ترین سخنان: «وَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَفْضَلُ الْکَلَامِ أَرْبَعٌ سُبْحَانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَکْبَرُ لَا یَضُرُّکَ بِأَیِّهِنَّ بَدَأْتَ » وپیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: محبوب ترین سخنان نزد خداوند کریم چهار کلمه است: (أَرْبَعٌ سُبْحَانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَکْبَرُ ) ترا آسیب نمی رساند به هر کدام که شروع کنی( فرقی نمی کند با هر کلمه) ونبی اکرم فرمود: هر کس بگوید:« سبحان الله وبحمده» در هر روز صد بار می ریزد گناهان او واگر چه مثل کف های در یا باشد.

«قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَقَدْ قُلْتُ بَعْدَکِ أَرْبَعَ کَلِمَاتٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَوْ وُزِنَتْ بِمَا قُلْتِ مُنْذُ الْیَوْمِ لَوَزَنَتْهُنَّ سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ عَدَدَ خَلْقِهِ وَرِضَا نَفْسِهِ وَزِنَةَ عَرْشِهِ وَمِدَادَ کَلِمَاتِهِ » وپیامبر صلی الله علیه وسلم به آم المؤمنین حضرت جویریه رضی الله عنها فرمود: من هنگامی که از نزدت رفتم چهار کلمه راسه بار گفته ام اگر وزن کنی به آن چه از دعا واستغفار در این روز گفتی سنگین تر است: (سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ عَدَدَ خَلْقِهِ وَرِضَا نَفْسِهِ وَزِنَةَ عَرْشِهِ وَمِدَادَ کَلِمَاتِهِ)تسبیح خدا می کنم به اندازه تعداد آفریده های او،تسبیح خدا می کنم به اندازه ای که راضی شود؛تسبیح خدا می کنم به اندازه وزن عرش او وبه اندازه مداد کلمات او .

بزرگی لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ: پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه وسلم فرمود:« أیا تر دلالت کنم بر کلمه ای از زیرعرش واز گنج های بهشت بگو: لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ:پس می گوید خداوند : تسلیم شد بنده ام وگردن نهاد( برحکم من) وپیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: نیست بر روی زمین که بگوید« لا حول ولا قوة إلا الله والله أکبر ولا حول ولا قوة إلا بالله» مگر پوشیده شود گناهان او ،واگر مثل کف دریا باشد. فضیلت ذکر لا اله إلا الله: شیخ نجم الدین کبری می گوید: بدانکه حجب روندگان نتیجه نسیان است،ونسیان بدان سبب بود که در بدایت فطری چون وجود روح پدید آمد،عین وجود او دوگانگی ثابت کرد میان او و حضرت. تا اگر چه روح حق را در آن مقام به یگانگی دانست،اما به یگانگی نشناخت.زیرا که شناخت از شهود خیزد وشهود از وجود درست نیاید.

تعلق روح به قالب از برای آن بود،تا دو خلف چون نفس ودل حاصل کند،تا در مقام شهود چون روح بذل وجود کند او را خلیفتی باشد که قایم مقامی او کند. وچندانکه روح بر عالم ملک وملکوت گذر می کرد تا به قالب پیوست،هر چیز که مطالعه می کرد از آن ذکری با وی می ماند و بدان مقدار از ذکر حق باز می ماند،تاآنگه که جمعی را چندان حجب از ذکر اشیاء مختلف پدید می آمد که بکلی حق را فراموش کردند. پس چون حجب نسیان پدید آمد لا جرم در مقام معالجه از بیمارستان قرآن این شربت می فرماید که { اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیرا } [الأحزاب : ۴۱] تاباشد که از حجب نسیان ومرض آن خلاص یابند. اما اختصاص به ذکر« لا اله الا الله» آن است که این کلمه را به حضرت عزت راه توان بود،زیرا که در این کلمه نفسی واثبات است ومرض نسیان را به شربت ونفی واثبات دفع توان کرد. زیرا که نسیان مرکب است از نفی واثبات : نفی ذکر حق،واثبات ذکر اغیار. پس شربت سنکجبین وار از سر که نفی وشکر اثبات می باید،تا ماده صفرای نسیان را قلع کند،به « لا اله» نفی ما سوای حق می کند وبه « الا الله» اثبات حضرت عزت می کند. تا چون بر این مداومت وملازمت نماید،به تدریج تعلقات روح از ما سوای حق به شربت « لا اله» زایل شود وآفت نسیان منقطع گردد وصحت ذاکری به واسطه جمال سلطان «الا الله» از پس تتق عزت روی نماید،ذکر بی شرکت این جا دست دهد . تا زخود بشنود،نه از من وتو

لِّمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ومعلوم شود که بنای مسلمانی چرا بر کلمات دیگر نیست الا بر کلمه « لا اله الا الله». از بهر آنکه چون خلاصی از شرک معنوی جز به تصرف معنی این کلمه حاصل نمی اید. پس شرک صورتی هم جز به صورت این کلمه منتفی نگردد؛چنانکه عزیزی می گوید: آفرینش را همه پی کن به تیغ « لا اله» تا جهان صافی شود سلطان « الا الله» را 

سورة فاتحه مکّی است،از نظر ترتیب اولین سوره و از نظر نزولپنجمین سوره می باشد. دارای هفت آیه ویک رکوع است و بعد از سوره مدثر نازل شدهاست. "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ" به نام خدای بی حد مهربان و بی نهایت رحم كننده(كمك می گیرم) "الْحَمْدُ لِلَّهِ" تمام تعریفها مخصوص خداوند است (یعنی كارهائی كه بدون اسباب انجام می گیرند، انجام دهنده ی آنها فقط خداوند است و هیچ كسی در این صفات با خدا شریك نیست) "رَبِّالْعَالَمِینَ" كه پروردگار جهانیان است (1) "الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ"بی حد مهربان وبی نهایت رحم كننده است (2) "مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ" مالكروز جزا (یعنی روز قیامت) است (3) "إِیَّاكَ نَعْبُدُ" فقط ترا می پرستیم "وَإِیَّاكَنَسْتَعِینُ" و(در همه ی حاجتها )فقط از تو یاری می طلبیم (4) "اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ" ثابت نگهدار مارا بر راه راست (5) "صِرَاطَالَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ" راهكسانیكه انعام فرموده ای برایشان (6) "غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ" نه(راه) آنهائیكه خشم گرفته شده بر آنها"وَلَا الضَّالِّینَ" ونه (راه) گمراهان (7). (آمین) یعنی ای خدا دعای ما را بپذیر. منبع:وبسايت رسمي مولانا عبدالصمد غياثي

✅ دکترسعیدحارب، نایب رییس انجمن تحفیظ قرآن میگوید: دریکی ازمسابقات حفظ قرآن سالهای گذشته، ازبین برندگان جوایز، طفل کوچکی ازیکی ازکشورهای شوروی سابق بودکه حدود12سالش بود، که تجویدوتسلطش برقراءت جلب توجه همگان کرده بود.. پس ازاو پرسیدیم که چه کسی قرآن رابااین تجویدصحیح وکامل واین دقت به او آموخته بود؟ گفت: پدرم گفتم وچه کسی پدرت راتعلیم داده بود؟ گفت پدربزرگم..! تعجب کردیم که چگونه جدش درآن زمان تسلط حکومت کمونیستی شوروی که مسلمانان تحت فشاربودندکه هرگونه فعالیت دینی مساوی بامرگ بود،...پس باتعجب ازاو پرسیدیم که چگونه؟ گفت: که پدرم برام تعریف میکرده که پدربزرگم ،درحالیکه پدرم کودکی بیش نبوده، اورا سوار بر الاغی میکرده، واوراخارج ازشهربجای دوردستی میبرده، وچشمانش رابادستمالی می بسته تاوقتی که به یک غاری میرسیدندکه به یک مکان گسترده ای منتهی میشدوآنجا چشمانش رابازمیکرده است،..! وازآنجا لوحه هایی که برآن نوشته ها ورسمهای قرآنی بود بیرون میاوردوهرچی درتوانش بود ومیسرمیشد اورا قرآن می آموخت وحفظ میکردوسپس چشمانش رامی بست وازآنجا بازمی گشت،..وبدین منوال ادامه داشت تااینکه پدرم کاملا قرآن راحفظ کردومسلط شد. درحالیکه حسابی تعجب وجودمارا فراگرفته بود، پرسیدیم: خوب چراچشمانش رامی بسته؟ پسرک گفت: ازپدرم پرسیده بودم گفته بودچون پدربزرگم ازاین میترسیدکه حکومت ستمکارکمونیستی شایدزمانی پسرش را دستگیرکنندواورا موردشکنجه قراردهندواون زیر فشارشکنجه طاقت نیاورد، ومخفی گاه مسلمانان( که درآنجا مدرسه حفظ وتعلیم قرآن بود وآنها مخفیانه به فرزندانشان قرآن میاموختند) رابه آنهابگویدچون مسلمانان خیلی زیرفشاروستم این حکومت منحوس بودند. ������������ يا الله ! ما کجا وآنها کجا؟ الله سبحانه راست ودرست فرموده:  (ماقرآن رافرود آوردبم وماهم ازآن حفاظت ونگهداری میکنیم).

اخـــلاق اسلامـــی �� فضيلت تواضع �� تواضع خصلتي پسنديده است که بيانگر پاکي نفس انسان بوده و به‌سوي محبت و دوستي و برابري ميان مردم رهنمون گشته و باعث گسترش همبستگي ميان آنان و کنار رفتن کينه و حسادت و دشمني از قلب‌هايشان مي‌‌گردد. مهم‌تر از همه اينکه تواضع مايه‌ي خوشنودي خداوند سبحان مي‌‌باشد. پيامبر خدا فرموده است: «مَا نَقَصَتْ صَدَقَةٌ مِنْ مَالٍ وَمَا زَادَ اللَّهُ عَبْدًا بِعَفْوٍ إِلاَّ عِزًّا وَمَا تَوَاضَعَ أَحَدٌ لِلَّهِ إِلاَّ رَفَعَهُ اللَّهُ». [مسلم] يعني: «هيچ صدقه مال را کم نساخت، و خدا هيچ بنده‌اي را به عفو جز عزت نيفزود، و هيچکس براي خدا فروتني نکرد، مگر اينکه خداوند او را بلند مرتبه نمود». همچنين آن حضرت مي‌‌فرمايد: «مَنْ تواضع لله رفعه الله». [ابونعيم] يعني: «هرکه بخاطر خداوند فروتني کند، خداوند او را بلند مرتبه گرداند». ��و نيز فرموده است: «إنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إلَيَّ : أَنْ تَوَاضَعُوا، حَتَّى لَا يَبْغِيَ أَحَدٌ عَلَى أَحَدٍ، وَلَا يَفْخَرَ أَحَدٌ عَلَى أَحَدٍ». [مسلم]. �� يعني: «هر آئينه خداوند بمن وحي نمود که فروتني کنيد تا کسي بر کسي ستم نکند و کسي بر کسي ننازد». اگر خواهي که قدر و جاه تو افزون بگردد، فروتن باش و نرمي ورز و بکاه از فخر و نازت». 

معرفی سایتهای اسلامی اهل سنت ✔✔✔✔✔✔✔ مرجع دانلود اهل سنت (اسلام سافت) مکانی برای دانلود فایل های مذهبی اهل سنت این وبلاگ از قسمت هایی مانند: علما  قرآن کریم  گالری اسلامی  ویدیو اسلامی  نرم افزار موبایل  نرم افزار کامپیوتر  صوتیات اسلامی  مقالات اسلامی و... تشکیل شده است و آماده دریاقت نظرات و دیدگاه های شما عزیزان میباشد ➖➖➖➖➖➖➖ ➖➖➖➖➖➖➖ ▫مرجع دانلود اهل سنت▫ ▪اسلام سافت▪ ��sepahi2014.mihanblog.com��

ربَنَا لا تواخِذنا اِن نَسینا اَو اَخطانا رَبَنا وَ لا تَحمِل عَلیَنا اِصراً . پروردگارا ! اگر ما فراموش یا خطا کردیم ،مارا مواخذه مکن ، پروردگارا ! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده ---------------------------------------------------------------------- ربَنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَیتَنا وَهَب لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحمَةَ اِنَّکَ انتَ الوَهّاب . پروردگارا ! دلهایمان را،بعد از آنکه هدایت کردی از راه حق منحرف مگردان؛و از سوی خود رحمتی بر ما ببخشزیرا توییی بخشنده . آل عمران آیه8 ---------------------------------------------------------------------- رَبنَاَ انِنََا امَنَّا فاغفِر لَنَا ذُنوبَنا وَ قِنا عَذابَ النّار . پروردگارا ! ما ایمان آورده ایم پس گناهان ما را ببخش، و مارا از عذاب دوزخ نگاه دار ---------------------------------------------------------------------- ربَنا اِنَنَا سَمِعنا مُنادِیاً یُنادِی لِلایمانَ اَن امَنوا بِرَبَّکُم فُامَنّا رَبَنا فَاغفِرلَنا ذُنُوبَنا وَ کَفَّر عَنَّا سَیَئاتِنا وَ تَوَفَنا مَعَ الاَبرَار . پروردگارا ! گناهان ما را ببخش و بدی های ما را بپوشان ؛ وما را با نیکان ودر مسیر آنها بمیران . آل عمران ایه 193 ---------------------------------------------------------------------- ربنا اتِنَا مَا وَعَدتَّنا عَلّی رُسُلِکَ وَ لا تُخزِنا یَومَ القیامَة اِنّکَ لا تُخلِفُ المیعاد . پروردگارا ! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی به ما عطا کن؛ و نا را در روز رستاخیز ، رسوا مگردان ؛ زیرا تو هیچگاه از وعده ی خود تخلف نمی کنی . آل عمران آیه 194 ---------------------------------------------------------------------- رَبَ اجعَلنی مُقیمَ الصَلاةِ وَ مِن ذُریَتی رَبَنا وَ تَقَبَل دُعاء . پروردگارا ! مرا و فرزندانم را برپا کننده ی نماز قرار ده و و دعای مرا بپذیر . سوره ابراهیم آیه40 ---------------------------------------------------------------------- ربنا اغفِرلی وَ لِوَِلِدیَ وللِمومِنِینَ یَومَ یَقُومُ الحِساب . پروردگارا ! من و پدر و مادرم و همه مومنان را در آن روزی که حساب بر پا می شود، بیامرز . سوره ابراهیم آیه 41 ---------------------------------------------------------------------- ربَ ادخِلنِی مُدخَلَ صِدق وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدق وَاجعَل لُی مِن لَّدُنکَ سُلطاناً نصیراً . پروردگارا ! مرا در هر کار با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز؛ و از سوی خود،حجتی یاری کننده برایم قرار ده . سوره اسرا آیه 80 ---------------------------------------------------------------------- ربنَا اتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحمَة وَهَیَیَ لنَاَ مَن اَمرِنا رُشدا . پروردگارا ! از سوی خودت رحمتی به ما عطا کن، و از کار فرو بسته ما راه نجاتی برایمان فراهم ساز . سوره کهف آیه10 ---------------------------------------------------------------------- ربَ اشرَح لی صَدری وَ یَسِّرلی اَمری وَاحلُل عُقدَةَ مَّن لَّسانی یَفَقهُوا قَوُلی . �

آداب اجازه گرفتن برای ورود کودک و نوجوان به اتاق والدین خداوند سبحان به والدین امر میکند بر اساس آیه ٥٨ و ٥٩ سوره نور کودکانی را که به سن بلوغ نرسیده اند آموزش دهند که در سه حالت از والدین اجازه ورود بگیرند:١_ قبل از نماز صبح زیرا مردم در این حالت در خواب هستند و پدرو مادر در رختخواب استراحت میکنند.٢_ هنگام ظهر زیرا زن و مرد لباس راحت می پوشند٣_ بعد از نماز عشا زیرا وقت خواب و استراحت است.اما پس از اینکه اطفال به سن رشد و بلوغ رسیدند غیر از طلب اجازه در این سه وقت ,اوقات دیگر هم باید اجازه بگیرند.��چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم?/ عبدالله ناصح علوان/ ترجمه عبدالله احمدی��

تفسیر : بسم الله الرحمن الرحیم
 بسم : به نام الله : خداوند الرحمن : بخشاینده الرحیم : مهربان به نام الله بسیاربخشاینده وبسیار مهربان  از ابن عباس رضی الله عنه روایت شده است که فرمود:رسول خداصلی الله علیه وسلم نمیدانستند که چگونه میان سوره هافاصله قرارداده وآنها رااز هم جدا کنند تاآنکه: بسم الله الرحمن الرحیم برایشان نازل شد. درحدیث شریف آمده است:(کل أمر ذی بال لم یبدأ ببسم الله فهو أبتر* هرکار مهمی که به نام خدای عزوجل آغاز نشود، آن کار ابتر[بی خیروبرکت] است). همچنین صحابه رضی الله عنهم تلاوت کتاب خدا جل جلاله رابا:(بسم الله الرحمن الرحیم) آغاز میکردند،لذاتلاوت آن درآغاز هرسخن وعمل نیکی،مستحب است. خواندن آن درآغاز وضوء نیز مستحب می باشد زیرا درحدیث شریف آمده است:(برای کسی که نام خداوند جل جلاله رابروضوء نبرد، وضوئی نیست).همچنین خواندن آن درهنگام ذبح نزد امام شافعی رحمه الله مستحب است، ولی ائمه دیگر آنراواجب شمرده اند. درهنگام غذاخوردن نیزخواندن آن مستحب است زیرادرحدیث شریف آمده است:(قل بسم الله وکل بیمینک وکل ممایلیک* وقتی میخواهی غذابخوری،درآغاز آن بسم الله بگو،آن گاه بادست راستت بخورواز آنچه در جلوی تواست بخور).چنان که خواندن آن درهنگام مقاربت جنسی نیز مستحب میباشد زیرادرحدیث شریف آمده است:(لوأن أحدکم إذا أراد أن یأتی أهله قال:بسم الله،اللهم جنبنا الشیطان وجنب الشیطان ما رزقتنا،فإنه إن یقدربینهما ولد لم یضره الشیطان أبدا* اگریکی از شما آن گاه که میخواهد باهمسرش همبسترشود،بگوید:به نام خدا،بارخدایا مارا از شیطان دور بدار وشیطان را از آنچه روزی مان نموده ای(ازفرزند)برکناربدار؛دراین صورت اگر درمیان آن دو فرزندی مقدر شود،شیطان هرگز نمیتواند به او آسیبی برساند).  الله:یعنی معبودی برحق، نام مقدس ذات خداوند جل جلاله است که برغیروی اطلاق نگردیده است. اصل آن(إله) است که برهرمعبودی، به حق یاباطل اطلاق میگردید وسرانجام اطلاق آن برمعبود برحق غالب گشت. به قولی:(الله) اسم اعظم الهی است زیرا به تمام صفات قدسی موصوف می شود، چنانکه خداوند متعال فرموده است:هو الله الذی لاإله إلاهو،عالم الغیب والشهادةهوالرحمن الرحیم..*الله کسی است که معبودی جزاونیست،دانای نهان وآشکاراست،رحمان ورحیم است...)[حشر٢٢_٢٤]. ملاحظه میکنیم که دراین دوآیه، تمام اسماء دیگر،صفات الله قرارگرفته اند. وازآنجاکه جزخدای تبارک وتعالی کسی دیگربه نام الله نامیده نشده،لذاطبق قاعده برای الله درسخن عرب اشتقاقی سراغ نداریم بنابراین اسم الله جامد است نه مشتق واین رأی اکثراصولیان وفقها می باشد. (رحمن) و(رحیم)،دواسم مشتق از رحمت،بروجه مبالغه اند،البته مبالغۀ(رحمان)و(رحیم)درمعنای رحمت بیشتراست. چنان که ابن جریرطبری در تفسیر آنها میگوید:خداوندمتعال برتمام خلق رحمان وبه مؤمنان رحیم است. اسم(رحمن)نیز ویژۀ خداوند متعال میباشد که دیگران نباید بدان نامیده شوند.  بنابراین، معنای اجمالی بسم الله الرحمن الرحیم این است:قبل از هرچیز،به نام خدای عزوجل وبه یاد وتسبیح اوآغاز میکنم درحالی که از اودرتمام امورخویش یاری میجویم زیرا او پروردگار ومعبودی برحقی است که رحمتش برهمه چیز گسترده است،نعمت دهندۀ نعمتهای بزرگ وکوچک تنهااوست وتنها بخشش ومهربانی واحسان اوست که فراوان،مدام ومستمراست.  حکم آن:مالکی ها وحنفی هابرآنند که:بسم الله الرحمن الرحیم آیه ای از سورۀ فاتحه وسایرسوره هانیست، بلکه تنهاآغازگر سوره هاست که فقط برای قراردادن فاصله میان سوره ها درابتدای آنها نوشته شده است.اماشافعی وحنبلی ها برآنند که: بسم الله الرحمن الرحیم آیه ای از سوره فاتحه است،لذاخواندن آن درنماز واجب می باشد.از اختلاف فقهی یاد شده که بگذریم،امت اسلام اتفاق نظردارند براینکه:بسم الله الرحمن الرحیم بخشی از یک آیه درسورۀ نمل است:(إنه من سلیمان وإنه بسم الله الرحمن الرحیم*این نامه ای از جانب سلیمان است واین نامه به نام خداوند بخشایشگر مهربان است)[نمل_٣٠

تفسير موضوعي سوره زلزال

بسم الله الرحمن الرحيم

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا (1) وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا (2) وَقَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا (3) يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا (4) بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا (5) يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ (6) فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ (7) وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (8)

موضوع سوره

نشانه هاي قيامت و مجازات در قبال کارهاي نيک و بد.

وجه تسميه

به زلزله و يا زلزال ناميده شده، زيرا به بحث از حدود زلزله ي کمي قبل از روز قيامت شروع شده است.

مناسبت آن با سوره ي قبل

بعد از اينکه خداوند متعال در آخر سوره ي بينه از تهديد کافرين و تأييد مؤمنين بحث کرد، و بيان داشت که آتش دوزخ جزاي کافرين، و بهشت پاداش مؤمنين است، در اينجا به زمان فرارسيدن مجازات و برخي از نشانه هاي آن (زلزله و بيرون آمدن بارهاي سنگين از دل زمين) پرداخت، و توضيح داد که در آن روز هر انساني در قبال ذره غباري از کارهاي نيک و بد مورد بازخواست قرار مي گيرد.

سبب نزول سوره

کفار مکه به وفور از فرارسيدن قيامت و روز رستاخيز سؤال مي کردند، از اين رو خداوند متعال تنها به ذکر نشانه هاي قيامت پرداخت، تا اينکه به آنها بفهماند که تنها خدا از آن روز خبر دارد، و جز او هيچ کس نمي تواند از روز مجازات و رستاخيز اطلاع پيدا کند.

فضيلت سوره

در خبر آمده که سوره ي زلزله معادل يک چهارم قرآن مي باشد.

معني لغات

إذا زلزلت الأرض زلزالها: يعني زمين زير و رو شد، خداوند متعال از رويداد روز قيامت خبر مي دهد، زمين تکان مي خورد و به لرزه درمي آيد و تمام ساختمانها و نشانه ها ويران مي گردند، کوهها به هم مي خورند و تپه ها هم سطح مي شوند و به فلات صاف و هموار و بي آب و گياهي تبديل مي شوند و هيچگونه پستي و بلندي را در آن نمي بيني.

وأخرجت الأرض أثقالها: يعني زمين همه ي گدازه ها و دفينه ها و گنجينه ها و اموات و بارهاي خود را بيرون مي اندازد.

وقال الإنسان: انسان وقتي که تکانهاي غير عادي و دگرگونيهاي وحشتناک زمين را مي بيند، مي گويد:

مالها: زمين را چه شده است؟

يومئذ تحدث أخبارها: در چنان روزي هراس انگيز (روز قيامت) زمين به سخن آمده و از وقايعي که روي آن اتفاق افتاده است خبر مي دهد. خير و شر آن را بازگو مي کند.

روايت شده که پيامبر ص آيه ي (يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا) را قرائت کرد و فرمود: «أتدرون ما أخبارها؟» قالوا: الله ورسوله أعلم، قال: «فإن أخبارها أن تشهد على كل عبد أو أمة بما عمل على ظهرها، تقول: عمل كذا وكذا، يوم كذا وكذا، فهذه أخبارها».

«آيا مي دانيد اخبار زمين چيست؟» گفتند: خدا و پيامبر داناترند. فرمود: «اخبار آن اين است که بر هر زن و مرد گواهي مي دهد که بر روي آن چه عملي را انجام داده اند، و مي گويد: در فلان روز چنين و چنان عملي را انجام داده اند، پس اخبارش اين چنين است».

يومئذ يصدر الناس أشتاتاً: در آن روز مردمان از توقفگاه حساب برگشته و به طور پراکنده و متفرق، دسته دسته به حرکت درمي آيند. گروهي بيچاره و بدبخت، و گروهي سعادتمند و خوشبخت هستند، اصحاب يمين به بهشت مي روند، و اصحاب شمال راهي دوزخ مي گردند.

فمن يعمل مثقال ذره خيراً يره ومن يعمل مثقال ذره شرًّا يره؛ مثقال ذره: وزن کوچکترين نوع مورچه - خيرا يره: يعني در نامه ي اعمالش آن را مي بيند - براي هر انسان خوب و بدي در قبال يک گناه گناهي نوشته مي شود، و در قبال يک نيکي ده عمل نيک نوشته مي شود، در روز قيامت خداوند اعمال نيک مؤمنين را چند برابر مي کند. اين عبارت (مثقال ذره) به طور عام شامل تمامي کارهاي نيک و بد انسان مي شود، زيرا اگر خداوند به اندازه ي ذره غباري از اعمال انسان را ببيند و در قبال آن انسان را مجازات نمايد، پس کارهاي بزرگتر از آن را به نحو شايسته تري مورد بازخواست قرار مي دهد، همچانکه خداوند متعال مي فرمايد:( يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا). (آل عمران: 30).

(روزي که هر کسي آنچه را از نيکي انجام داده است حاضر و آماده مي بيند و دوست مي دارد کاش ميان او و آنچه از بدي انجام داده است فاصله ي زيادي مي بود).

(وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا ) (الكهف: 49).

(و آنچه را که کرده اند حاضر و آماده مي بينند).

آيه ي (فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ) براي تشويق به کارهاي نيک است حتي اگر اندک و ناچيز باشد، پيامبر ص با لحني تهديدآميز خطاب به عائشه ك مي فرمايد: «يا عائشة إياك ومحقرات الذنوب، فإن لها من الله طالباً».

(اي عائشه! مبادا گناهان را کوچک و حقير انگاري، زيرا خداوند آنها را نيز مورد بازخواست قرار مي دهد).

و باز مي فرمايد: «تقيء الأرض أفلاذ كبدها أمثال الأسطوان من الذهب والفضة، فيجيء القاتل، فيقول: في هذا قتلت. ويجيء القاطع، فيقول: في هذا قطعت. ويجيء السارق، فيقول: في هذا قُطعت يدي. ثم يدعونه، فلا يأخذون منه شيئاً».

(زمين، گنجينه هاي پنهان در زير خود را همانند ستونهايي از طلا و نقره بالا مي آورد، آنگاه قاتل مي آيد و مي گويد: در راه کسب اين بود که به کشت و کشتار دست يازيدم، و راهزن مي آيد و مي گويد: به خاطر کسب اين بود که راهزني مي کردم، و دزد مي آيد و مي گويد: در راه يافتن اينها بود که دستم بريده شد. سپس آن گنجينه ها را در دسترس آنها رها مي کنند، اما آنها چيزي از آن را برنمي دارند).

معناي کلي

آنگاه که خداوند اراده مي کند به دنيا پايان دهد و قيامت را برپا دارد، به زمين دستور مي دهد که به شدت و بسيار غير معمولي به لرزه درآيد، و دفينه ها و سنگينيهاي خود را بيرون اندازد، و در آن هنگام که انسان آن حالتهاي غير معمولي را از زمين مشاهده مي کند، هراسان مي گويد: مالها؟ يعني زمين را چه شده است؟ انسان تا به حال اين حالت را از زمين نديده و از علت آن نيز بي خبر است. در چنان روزي هراس انگيز زمين از وقايعي که روي آن اتفاق افتاده است به شما خبر مي دهد، و همچنانکه علامه طبري در تفسير خود بيان مي دارد، زمين به زبان حال نه زبان قال به سخن درمي آيد. علامه طبري مي گويد: اين يک تمثيل است، آن حالت غير معمولي که براي زمين رخ داده، به اين سبب است که خداي - عز وجل - به او دستور داده است، و دستور و فرمان خداوند يک فرمان تکويني است، و هر آنچه در جهان واقع مي شود از قبيل فرمان تکويني از جانب خداي - عز وجل - است. اموراتي که بدون سبب ظاهري حاصل مي شوند به امر و فرمان تکويني نسبت داده مي شوند، و آنچه بر اثر سببي عادي حاصل مي شوند به امر تکويني نسبت داده نمي شوند، هر چند در واقع آن امورات نيز بر اثر امري تکويني به وجود آمده اند.

در آن روز مردمان پراکنده و دسته دسته - هر کس بر حسب عمل خويش - از قبرهايشان بيرون مي آيند، تا به جزاي خير يا شر اعمال خود نايل آيند، پس هر کس به اندازه ي يک ذره هم عمل نيک را انجام داده باشد، پاداش آن را مي گيرد، و هر کس به اندازه ي يک ذره عمل شر را انجام بدهد، پاداش و کيفر آن را مي بيند. خداوند مي فرمايد: (وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ). (الأنبياء: 47).

(و ما ترازوي عدل و داد را در روز قيامت خواهيم نهاد، و اصلا به هيچ کسي کمترين ستمي نمي شود، و اگر به اندازه ي دانه ي خردلي باشد، آن را حاضر و آماده مي سازيم و بسنده خواهد بود که ما حسابرس و حسابگر باشيم).

اين سوره، به سوره ي تشويق و تهديد نيز ناميده شده است.

مفهوم آيات

1 - تثبيت عقيده در رابطه با روز رستاخيز و مجازات.

2 - اعلاميه اي در رابطه با تغيير و دگرگوني هستي، آنجا که زمين به شکل ديگري در مي آيد و آسمانها نيز دگرگون مي شوند.

3 - به سخن درآمدن جمادات يکي از نشانه هاي خداوند است که بر قدرت، علم و حکمت باري تعالي دلالت دارند، و اين از جمله اموراتي است که موجب الوهيت و فرمانروايي خداوند و بندگي بدون شريک براي او مي شود.

4 - اين سوره مؤيد حديث صحيحي است که پيامبر ص فرموده: «اتقوا النار، ولو بشق تمرة».

(حتي اگر به نيمي از خرما هم بوده، خود را از آتش دوزخ محفوظ بداريد).

5 - کافر تنها در دنيا از کارهاي نيک خويش بهره مي برد، اما در آخرت سودي عائد وي نمي شود.

6 - مؤمن در دنيا جزاي اعمال بد را مي بيند، ولي پاداش کردارهاي نيک را در آخرت مي گيرد.

IslamQT.Com

اسلام-قرآن و تفسیر

============

منبع: شرح الدروس المهمة لعامة الأمة – ترجمه إسحاق بن عبدالله العوضي

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سنت آنلاین، سایت‌ قرآنی “تحدی” شروع به فعالیت نمود.

پایگاه جامع معارف قرآنی “تحدی” همان‌طور که از نامش بر می‌آید در زمینه‌های قرآنی: اخبار قرآنی، تفسیر، ترجمه، علوم قرآنی، مقالات مرتبط با قرآن و اعجاز قرآنی فعالیت خویش را آغاز نموده است.

این سایت درباره‌ی اهداف و فعالیت‌های خویش چنین نگاشته است:

«تحدی در پاسخ به نیازها و علاقه‌مندی‌های دینی و ملی مردم مسلمان فارسی زبان با هدف ترویج و شکوفائی فرهنگ غنی قرآن کریم در میان جوانان، جامعه مسلمان و قرآن دوست ایران و تمام کسانی که با این زبان سخن می گویند، تأسیس و با حمایت توسط عده ای از علما و متخصصین علوم قرآنی و علوم دینی کشور در دی ماه سال ۱۳۹۲ خورشیدی (ربیع الأول ۱۴۳۵ هجری) آغاز به کار کرده است.

قرآن، کتاب مشترک و محبوب تمام مذاهب و اقوام و آئین نامه و مرامنامه ی تمام مسلمانان است. تحدی با مشارکت مشتاقان قرآن با رویکرد وحدت گرایانه و نگرش قرآنی، خود را موظف به ارائه خدمات قرآنی به تمام جامعه فارسی زبان می داند.

آرزوی ما سرفرازی و سر بلندی مسلمانان جهان، در پناه قرآن و دنیای پر از امنیت، آرامش، عدالت، صفا و صمیمیت است.

مهم‌ترین اهداف و برنامه‌های تحدی؛ پایگاه جامع معارف قرآنی از این قرار است :

۱-ترویج فرهنگ غنی و معارف قرآنی در میان مسلمانان.

۲- برداشتن گامی در راه پاک کردن غبار مهجوریت از چهره معارف بلند قرآنی و لبیک به شکایت پیامبر گرامی و عظیم الشان اسلام که در قرآن فرمود : وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ( فرقان/٣٠) و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند.»

۳-ایجاد وحدت و همبستگی در میان مذاهب، اقوام و نژادها در سایه‌ی استوار و بلند قرآن کریم که کتاب محبوب و مقبول همه ملت است.

۴-ارائه طرح‌های جدید قرآنی

۵- گردهم آوردن مقالات و مباحث مربوط به قرآن در یک‌جا.

۶-انعکاس اخبار قرآنی.

و …»

علاقه مندان می توانند برای بازدید از این سایت به نشانی: www.tahaddi.com مراجعه کنند.

پایگاه اطلاع رسانی سنت آنلاین ورود این سایت وزین به جمع خانواده رسانه های اهل سنت ایران را تبریک می گوید.

 

منبع:سنت آنلاين

بیوگرافی زید بن ثابت (از مفسرین قرن اول)

بیوگرافی زید بن ثابت



اسم و نسب و کنیۀ وی

نسب کامل او: زيد بن ثابت بن الضحاك بن زيد بن لوذان بن عمرو بن عبد عوف بن غنم بن مالك بن النجار، الأنصاري، است، کنیه اش أبو سعید بود، و به او أبو خارجه مدنی نیز گفته می شد.

شیوخ و شاگردان وی

زید بن ثابت از نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) و ابوبکر و عمر و عثمان (رضی الله عنهم) روایت کرده است.

و از شاگردان او می توان دو فرزندش خارجه و سلمان، و مولایش [1] ثابت بن عبید، و ابوهریره و انس و ابوسعید و سهل بن حنیف و ابن عمر و سهل بن سعد و عبدالله بن یزید الخطمی و سهل بن أبی حثمه و مروان بن حکم و طاووس و عطاء بن یسار را نام برد.

مکانت و منزلت او در تفسیر

هنگامی که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) وارد مدینه شد، او نوجوانی یازده ساله بود، وی یکی از کسانی بود که کلام وحی را برای رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می نوشت. شعبی می گوید: زید در دو چیز بر مردم سبقت گرفت، یکی علم فرائض (علم میراث) و دیگری قرآن کریم.

مسروق می گوید: به مدینه آمدم و زید بن ثابت را از راسخین در علم یافتم.

وفاتش

وی در سال 45 هجری دار فانی را وداع گفت، ابوهریره (رضی الله عنه) در روزی که زید وفات نمود، فرمود: امروز دانشمند این امت وفات کرده، و از خداوند می خواهم که ابن عباس را در علم و دانش جانشین او قرار دهد.

IslamQT.Com

اسلام-قرآن و تفسیر

============








[1] - کسی که او را آزاد نمود

بیست نشانه منافق از دیدگاه قران


1-دروغ گویی(در باور گفتار و کردار)(منافقون1)

��������������
2-شرم کردن از مردم و شرم نداشتن از خدا(نسا108)

��������������
3-تنبلی کردن در عبادات(نسا142)

��������������
4-ریا کردن و ریاکاری(نسا142)
بدون شک منافقان ریا کار هستند
��������������
5-کمتر یاد کردن خدا و ذکر کم گفتن(نسا142)

��������������
6-سوگند و قسم دروغ خوردن(مجادله16)

��������������
7-وقایع را بزرگ نشان دادن و شایعه پراکنی (احزاب60)

��������������
8-عیب جویی از قضا و قدر خداوند(ال عمران168)

��������������
9-بدگویی کردن از انسانهای صالح و سالم(احزاب 19)

��������������
10-بدگمانی و تهمت زدن به انسانهای درستکار(ال عمران161)

��������������
11-تلاش در جهت شیوع فساد و تباهی به نام اصلاح و نیکویی(بقره 11و12)

��������������
12-ظاهر و باطن منافق یکی نیست(منافقون1)

��������������
13-امر به منکرات و زشتیها و نهی از معروف و نیکیها(توبه67)

��������������
14-منافق در امور خیر خسیس و بخیل است(توبه67)

��������������
15-فراموش کردن خدا(توبه67)

��������������
16-وعده های خدا و پیامبر را دروغ می داند (احزاب12)

��������������
17-اگاهی نداشتن از احکام دین و ندانستن برنامه زندگی خداپسندانه(منافقون7)

��������������
18-خوشحالی بر مصیبت ایمانداران و دلتنگی در شادی انها(توبه50)

��������������
19-چاپلوسی و زبان بازی(منافقون4)

��������������
20-مسخره کردن دین خدا و سنت رسول(توبه64و65)

بیوگرافی خطاط مشهور قرآن کریم،عثمان طه ابو مروان عثمان بن عبده بن حسین بن طه، خوشنویس عرب زبانی است که به واسطه نگارش “مصحف مدینه” شهرت یافته است، مصحفی که موسسه چاپ مصحف شریف ملک فهد آن را منتشر کرد.وی در روستای شهر حلب در سوریه به سال ۱۹۳۴میلادی چشم به دنیا گشود. متاهل و دارای هفت فرزند است. پدرش، شیخ “عبده حسین طه” امام جماعت، سخنران مسجد و استاد خوشنویسان سوریه است.عثمان طه در رشته شریعت اسلامی در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شد و زبان عربی، نقاشی و هنرهای اسلامی را فرا گرفت.وی از خوشنویس بزرگ جهان اسلام استاد حامد العامدی در سال ۱۹۷۳ میلادی اجازه خوشنویسی دریافت کرد و در خطاطی در محضر تنی چند از خوشنویسان همچون محمد علی المولوی، ابراهیم الرفاعی در شهر حلب، محمد بدوی الدیرانی در دمشق و هاشم البغدادی زانوی تلمذ نهاد.هر گاه به آیاتی بر می خورم که کافران، ستمگران، منافقان و مقصران در عبودیت خداوند را، انذار می دهد، سینه ام تنگ می شود و حالتی از خوف و ترس بر من چیره می شود که در اغلب اوقات خودم را از یاد می برم و نفسم بند می آید و عرق می کنم حتی اگر، فصل زمستان باشدعثمان طه همچنین عضو کمیته داوری مسابقه بین المللی خوشنویسی است که از سوی سازمان جهان اسلام برگزار می شود.او در سال 1973 میلادی برای وزارت اوقاف سوریه، نخستین مصحف را کتابت کرد. و در سال 1988میلادی به کشور عربستان سعودی رفت و به عنوان خطاط برگزیده موسسه چاپ قرآن ملک فهد و کاتب مصحف های مدینة النبی ، قرآنی را نگاشت که وجه مشخصه اش اتمام آیه در انتهای صفحه بود.همچنین در همان سال به عضویت هیات داوری مسابقه بین المللی خط عربی در استانبول در آمد، این مسابقه هر سه سال یک بار برگزار می شود.متن مصاحبه ای با عثمان طه :سوال: کتابت این مصحف شریف کی و چگونه به ذهنتان خطور کرد؟در ابتدا این برای من و هر خوشنویس دیگر که مورد احترام مردم است، یک رویای دست نیافتنی بود که به خاطر شرافت عمل و تبرک به خداوند و سود مسلمانان مصحفی را نگارش کند که مسلمانان آن را به اعتبار کلام خدا بودن قرائت میکنند و از آن بهره مند می شوند .هر خطاطی بیمناک است از کتابت مصحف شریفی که منزلتش بدین پایه و بلندی است.در آغاز از سوی وزارت اوقاف در شهر خودم به این مهم مکلف شدم جز اینکه نسبت به انجام این کار بزرگ مردد بودم و در انجام چنین عمل سترگی ترس و وحشت سرتاپای وجودم را فرا گرفته بود.سوال: تا کنون چند مصحف به نگارش درآورده اید؟دقیقا به خاطر ندارم، اما تا آنجایی که می دانم بیش از ده مصحف به روایتها ی مختلف مشهور نوشته ام.سوال: برای کار چگونه شد که به موسسه چاپ قرآن ملک فهد رفتید؟هنگام بازگشایی موسسه ملک فهد در مدینه منوره، علما درباره نسخه ای از قرآن به رسم الخط عثمانی و به روایت حفص، بحث و گفتگو می کردند که خطش مورد رضایت همگان واقع شود. هنگامی که نسبت به یکی از نسخه های قرآن انتشارات شامیه در دمشق، به خط من، وقوف پیدا کردند از نوع خط و سبک نگارش آن شگفت زده شدند و نسبت به چاپ آن در موسسه پس از اعمال اندکی و یرایش، اتفاق نظر پیدا کردند. پس از اطلاع کمیته علمی موسسه، بر آن شدند تا مرا به عنوان خوشنویس قرآن های مدینه، به کشور عربستان سعودی معرفی کنند و این قضیه برمی گردد به ۲۰سال پیش تقریبا.آنگاه قرآن دیگری را به روایت حفص نوشتم به گونه ای که صفحه به آیه ختم شود و تمام تلاش و عصاره مهارتم را روی این کار گذاشتم، تا اینکه نسخه ای در نهایت استحکام و زیبایی و محصولی ویژه از سوی مجمع چاپ قرآن ملک فهد پدید آمد که مقبول و مورد ستایش عام و خاص مسلمانان گردید.بعد از آن قرآن دیگری نوشتم باز به روایت حفص و به رسم الخط عثمانی و به ترتیب مصحف “شمرلی مصری” که هم اکنون زیر چاپ است.همینطور قرآن های دیگری را به روایت ورش، قالون و دوری نوشتم که همگی به نام خادم حرمین شریفین- حفظه الله- و به عنوان هدیه ای به مسلمانان جهان، مورد بازنگری، چاپ و نشر قرار گرفته اند.عثمان طه در سال1973میلادی برای وزارت اوقاف سوریه، نخستین مصحف را کتابت کرد. و در سال 1988میلادی به کشور عربستان سعودی رفت و به عنوان خطاط برگزیده مجمع چاپ قرآن ملک فهد و کاتب مصحف های مدینة النبی ، قرانی را کتابت کرد که وجه مشخصه اش اتمام آیه در انتهای صفحه بود.سوال: آن هنگام که مشغول کتابت این مصف شریف بودید و شب و روز در نفحات روحانی آن تنفس می کردید، چه احساسی داشتید؟خطاط قرآن باید به منظور تلاوت و حفظ قرآن از کودکی به این کتاب نزدیک باشد و به زبانی آشنا باشد که برای دریافت معانی قرآن مهم است.من از دوران خردسالی بسیاری از متون لغوی، فقهی و عقیدتی را از مرحوم پدرم فراگرفتم، در نتیجه برای کتابت قران کریم و بهره گرفتن از معانی آیات کریمه آماده شدم، تردیدی نیست که در قرآن کریم آیاتی بشارت دهنده و انذار کننده وجود دارد و من هر گاه به آیات مبشرات مواجه می شدم در رویایی به سر می بردم که نعمت دنیوی و اخروی خداوند است. من با خیال آسوده کتابت می کنم اما هر گاه به آیاتی بر می خورم که کافران، ستمگران، منافقان و مقصران در عبودیت خداوند را، انذار می دهد، سینه ام تنگ می شود و حالتی از خوف و ترس بر من چیره می شود که در اغلب اوقات خودم را از یاد می برم و نفسم بند می آید و عرق می کنم حتی اگر، فصل زمستان باشد…در نگارش آیات کریمه ای که خداوند –سبحانه و تعالی- بندگان پرهیزگارش را وعده نعمت داده، تامل می کنم، اما در کتابت آیاتی که وعده عقاب داده، با رعایت خوشنویسی و پرهیز از خطا، به گونه ای شتاب می کنم که از این فضای ترس انگیز خلاص شوم. خلاصه اینکه در خلال کتابت قرآن از امور دنیایی غافل می شوم و به این امور اعتنایی ندارم… این حالات نفسانی به هنگام نوشتن آیات کریمه از نظر اتقان خط و عدم آن، نسبتی وارونه دارد. ناگفته نماند ایشان زبان فارسی را نیز بلدند.خداوند ایشان را محفوظ بدارد.

آنگاه که قیامت برپا میشود!!! إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ﴿۱﴾ آن گاه كه خورشيد به هم درپيچد، (۱) ������ وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ ﴿۲﴾ و آن گه كه ستارگان همى تيره شوند، (۲) ���� وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ ﴿۳﴾ و آن گاه كه كوه ها به رفتار آيند. (۳)  وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ ﴿۴﴾ وقتى شتران ماده وانهاده شوند، (۴) �� وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ﴿۵﴾ و آن گه كه وحوش را همى گرد آرند، (۵) ������ وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ ﴿۶﴾ درياها آن گه كه جوشان گردند، (۶)  وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ﴿۷﴾ و آن گاه كه جانها به هم درپيوندند، (۷) 〰〰〰〰〰 وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ ﴿۸﴾ پرسند چو زان دخترك زنده به گور: (۸) ❎ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ ﴿۹﴾ به كدامين گناه كشته شده است؟ (۹)  وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ﴿۱۰﴾ و آن گاه كه نامه ها ز هم بگشايند، (۱۰) ���� وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ ﴿۱۱﴾ و آن گاه كه آسمان زجا كنده شود، (۱۱) ������ وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ ﴿۱۲﴾ و آن گه كه جحيم را برافروزانند، (۱۲)  وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ ﴿۱۳﴾ و آن گه كه بهشت را فرا پيش آرند، (۱۳)  عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا أَحْضَرَتْ ﴿۱۴﴾ هر نفس بداند چه فراهم ديده. (۱۴) �� 〰〰〰〰〰〰 

درباره ما

a.sepahi sepahi2001@yahoo.com

نویسندگان

ارتباط با مدیر

ارتباط با مدير

نظرسنجی

به نظر شما كدام يك از قسمت هاي سايت بايد تقويت شود؟